بشنوید از من ، من چه می گویم = چشم خود بسته من چه می جویم

هر طرف تنها ، زار و حیرانم = همچنین تا کی ، من نمی دانم

از کجا کردم ، همچنین فکری = چای در سفره ، نان در کِتری

من که افتادم ، حالا در باطلاق = این همه عالم ،حالا بد اخلاق

این چه بد شانسی ، من شدم تنها = خوب ها هستند، من ازآن بد ها

گرچه بد هستم خوب می جویم = تا شود با او خوب این خویم

این چنین کاری ، کار هرکس نیست = چون همه گویند ، پوچ بی معنیست

نه کسی دارم ، جیب هم خالی = می کنم تنها ، شاد و خوشحالی

هرکسی دیگر جای من باشد = برسرش ازغم خاک می پاشد

چون خودم دارم ، شکرحق آرم = فکرم آزاد است ، عشق کرد دارم

از خدا خواهم ، تا دهد ایمان = بعد ازین مال و یار کردستان

روح و جسمم را ، در امان دارد = در عمل کوشم ، شادی می آرد

یاد من هرجا ، زنده می ماند = عشق من کرد است ، خوب می داند

می رسد روزی ، من امید وارم = از خدای تنها ، من طلبکارم