برای متأهل ها(مقاله و مطالب مفید)
برای دیدن مطلب دلخواه روی عنوان آن متن کلیک کنید
زنان به این جمله ها احتیاج دارند
چندنشانهازعلاقهمندیخانمهابههمسرشان
برای دیدن مطلب دلخواه روی عنوان آن متن کلیک کنید
زنان به این جمله ها احتیاج دارند
چندنشانهازعلاقهمندیخانمهابههمسرشان
آدمهای زیادی را هر روز میبینید که به شکلهای مختلف میگویند نمیدانند چرا رابطهشان خوب پیش نمیرود.
وقتی ابتدای رابطه همه چیز عالی و ایدآل به نظر میرسد، درک این وضعیت سختتر میشود. ممکن است شکست در رابطه را درونمان بریزیم و مشکل اصلی را فراموش کنیم و به همین علت آن اشتباهات را دوباره در روابط جدیدمان تکرار کنیم و بعد متعجب باشیم که چرا باز رابطهمان دچار مشکل شده است.
روابط چیزهای زیادی درمورد خودمان به ما یاد میدهند و ما یک درس را آنقدر تکرار میکنیم تا یاد بگیریم چه باید بکنیم. همیشه کسانی هستند که برای شما مناسباند به همین دلیل نباید با شکست خوردن یک رابطه، خودتان یا زندگیتان را تمامشده بدانید.
اگر بتوانید بفهمید که چرا رابطهتان خوب پیش نرفته است، میتوانید بعضی از علتهای آن را در روابط آیندهتان کمتر کنید.
روابط به این دلیل خوب پیش نمیروند که همیشه با بهترین شکلی که باید در رابطه رفتار نمیکنیم. میتوانیم با کسانی آشنا شویم که میتوانند برای ما «مناسب» باشند...و بعد خرابش کنیم. معمولاً عمدی نیست و در بعضی موارد میتواند واقعاً مخرب باشد. آن فرد میتواند فرد «مناسب» شما بوده باشد، اما رفتارتان «مناسب» نبوده است.
و بسیاری از رابطهها به این دلیل موفق نمیشوند که شما فرد مناسبی برای آن نیستید. اینکه چقدر خودتان را به آب و آتش زده باشید، عالی رفتار کرده باشید، هرچه که میخواستند به آنها داده باشید، مهم نیست. آن فرد به درد شما نمیخورده است. میتواند رد شدن از مرزهای همدیگر، نادیده گرفتن پرچمهای قرمز، ندیدن نیازهای همدیگر، نداشتن ارزشهای مشترک و متعهد نبودن یا متعهد بودن به دلایل اشتباه، مشکل کار باشد. شما دو نفر اساساً ناسازگار بودهاید.
وقتی با کسی باشید که ممکن است برایتان مناسب باشد، دریچههایی از فرصت در رابطه باز میشود که اگر هر دوی شما بفهمید که در رابطهتان چه اتفاقاتی میافتد، میتوانید بر مشکلات غلبه کرده و از آنها عبور کنید. با این دریچههای فرصت، از تغییر استقبال کرده و هر دوی شما برای گذر کردن از مشکلات آماده خواهید بود.
اگر دریچههای فرصت نادیده گرفته شوند، خستگی پیش آمده و یکی یا هر دوی شما باور نخواهید کرد که دیگری قدرت تغییر یا عمل کردن را دارد. ایمان به همدیگر از بین میرود و رفتارها همانطور میماند و این یعنی مشکلات بدتر میشوند. در بسیاری از روابطی مثل این، یک طرف سعی میکند تاوان دهد و در آخر از نظر احساسی، فکری و گاهی اوقات جسمی هدر میرود.
وقتی با فرد نامناسبی در رابطه باشید و چون غرق در انکارها و رویاهای خود هستید، نفهمید چرا او برای شما نامناسب است، فقط آب در هاون میکوبید. درواقع، شما خود را به آب و آتش میزنید که کمی به رابطهتان زندگی ببخشید. اما صدای نفسهای بریدهبریده آن را میشنوید، نفسهایی که رو به قطع شدن است. تا جایی پیش میروید که میفهمید این بودن با فردی نامناسب در رابطهای نامناسب با شما چه میکند.
یکی از متداولترین مشکلاتی که معمولاً افراد با آن سروکار دارند این است عشقشان معکوس است، نه فقط برای رابطه بلکه برای خودشان. درواقع، این مشکلات برای خیلیها پیش میآید.
ایدههای اشتباه زیادی درمورد عشق بدون شرط وجود دارد. برای خیلیها، عشق بدون شرط یعنی عشق ورزیدن بدون مرز، عشق ورزیدن صرفنظر از همه چیز، به امید متقابل شدن آن احساس. با نداشتن هیچ مرزی برای دوست داشتن، به اندازه کافی خودمان را دوست نداریم، به خودمان اعتماد نداریم و احترام نمیگذاریم.
کورکورانه عشق میورزیم. در خیالهایمان غرق میشویم و متاسفانه هیچ وصلتی بین خیال و واقعیت نیست. شما با یک خیال از تصوری که در ابتدای رابطه داشتهاید و باوجود اینکه ممکن است اطلاعات متناقضی دریافت کنید که میگویند باید تصمیمتان برای عاشق بودن را دوباره بررسی کنید، باز ادامه میدهید.
کورکورانه اعتماد میکنیم. درست مثل عشق ورزیدن کورکورانه، همیشه سادهدلی درمورد سطح اعتمادمان وجود دارد. موضوع اعتماد نداشتن نیست، موضوع داشتن پایه و اساسی برای اعتماد است، یا اصلاح میزان اعتمادمان به کسی وقتی نشانههایی دریافت میکنیم که نباید اعتماد کرد. تا آن زمان، شما به این دلیل به آنها اعتماد میکنید که به خودتان اعتماد ندارید. همچنین برای قبول خطرها احساس مسئولیت دارید و بر طبق آن رفتار میکنید.
درست ارتباط برقرار نمیکنیم. این باعث این باور میشود که ارتباط فقط کلامی است. یعنی بدون تمرکز بر روی اعمال و رفتارها و درک نکردن سبک ارتباطی همدیگر و گرفتن بهترین نتیجه از آنها، درمورد موضوعات مختلف رابطه بحث میکنید. انگار یکی از شما به زبان فرانسه و دیگری چینی صحبت میکند. هر طرف از آن یکی میخواهد که نه تنها به زبان او حرف بزند بلکه سبک ارتباطی او را هم داشته باشد.
صمیمیت را درک نمیکنیم. بعضی فکر میکنند که جنبه جنسی رابطه تعیینکننده صمیمیت آن است. بعضی هم نمیتوانند با صمیمیت کنار بیایند و از آن دوری میکنند. بعضی هم باور دارند که صمیمیت یعنی وابسته شدن دو طرف.
ما تصور میکنیم که آنهایی که دوستمان دارند میفهمند که چه میخواهیم. این مثل آن میماند که سواالات ناممکنی را در ذهن داشته باشیم و از دیگران توقع داشته باشیم که ذهنمان را بخوانند. البته وقتی نمی توانند حدس بزنند که چه میخواهیم، از آنها دلسرد شده و کمبودهایشان را سرزنش میکنیم. این از اعتقادات بنیادی ناشی میشود که رابطه «درست» یعنی طرف مقابل بفهمد که چه چیزی را کی و چطور میخواهیم.
«اگر دوستم داشته باشی، میفهمی کی ناراحتم.»
اما نه تنها ممکن است آنها مهارت کنار آمدن با ناراحتی شما را نداشته باشند، بلکه ممکن است واقعاً به آنها نشان نداده باشید که ناراحت هستید.
از رابطهمان غفلت میکنیم. این یعنی خودتان را یک فرد تنها میبینید نه یک فرد در یک گروه.
فقدان همدلی داریم. خیلی از شما با کسانی درگیر بودهاید که حس همدلی ندارند. آنها نمیتوانند به چیزی به جز از دیدگاه خودشان نگاه کنند. هیچوقت نمیتوانند خودشان را جای شما بگذارند، و اصلاً هم چنین چیزی را نمیخواهند. فقط خودشان مهم هستند و حتی وقتهایی که میگویند شما مهم هستید، باز هم خودشان برایشان مهم است. وقتی کسی نتواند همدلی کند، نمیتواند کسی را دوست داشته باشد، به کسی اعتماد کند، مراقب کسی باشد یا به کسی احترام بگذارد.
سازگاری را درک نمیکنیم. از عشق مشترک به طبیعت گرفته تا گوش دادن به موسیقی سنتی، همیشه به دنبال وجه اشتراک در علایقتان هستید اما نه در ارزشهایتان. بعد میفهمید که به دلایلی نادرست همدیگر را دوست داشتهاید و نتوانستید هدف اصلی را ببینید.
غرق در خیال و رویا میشویم. این یعنی چون آنقدر متمرکز روی چیزی هستید که در فکرتان میگذرد، نمیتوانید طرف واقعی را بشناسید و رابطهای واقعی داشته باشید.
انتظار ایدآل را داریم. اگر تابحال با کسی ارتباط داشتهاید که به محض بروز یک تضاد و کشمکش در رابطه، از شما قطع امید میکنند. زیرا به اشتباه باور دارند که روابطی که «مناسب» آنها باشد، نباید هیچ تضاد یا کشمکشی داشته باشد. ممکن است شما هم انتظارات غیرواقعی داشته باشید و تصور کنید که فرد مناسب برای شما کسی است که همیشه و در همه حال آنطور شما انتظار دارید حرف میزند، عمل میکند و فکر میکند.
تصور میکنیم عشق کافی است. این اشتباه است که فکر کنید اگر کسی را دوست داشته باشید، همه مشکلات رابطه حل خواهد شد. عشق به تنهایی کافی نیست. اگر دوست داشتن یک نفر به تنهایی کافی بود، خیلیها مشکلات کنونیشان را نداشتند. عشق مشکلات را از بین نمیبرد و اگر نتوانید رفتارهایی که لازم است کنار عشق وجود داشته باشد را بشناسید، انرژیتان را در محلی نادرست هدر خواهید داد.
از دیگران انتظار داریم کارهایی را برایمان انجام دهند که وظیفه خودمان است. این میتواند گشتن به دنیال کسانی که مکمل ما باشند، وابسته شدن، اینکه فکر کنید به تنهایی ارزشی ندارید، انتظار داشتن از دیگران برای اینکه کمک کنند احساسی را تجربه کنید که به تنهایی قادر به تجربه آن نیستید، متنفر بودن از خود یا دوست نداشتن خود و متعحب بودن از اینکه چرا تجربیات منفیتان تمامشدنی نیستند، قرار دادن طرف مقابل به عنوان مرکز جهان و کنار گذاشتن بقیه دوستان، خانواده و کار و خیلی چیزهای دیگر مثل این باشد. آنقدر ادامه خواهید داد که دیگر هیچ امنیت فردی و شخصی نداشته باشید.
اینکه بفهمید چرا روابط با شکست روبهرو میشوند به این معنی نیست که احساس بدبختی کنید؛ برای این است که چشمهایتان را باز کنید. یک رابطه به دو نفر متعهد نیاز دارد. یک نفر قادر به انجام همه کارها نیست.
وقتی بفهمید چرا روابط با شکست مواجه میشوند، خواهید فهمید چرا بعضی روابط موفق میشوند.
اگر فقط یکی از این مشکلات را از بین ببرید، متوجه ایجاد تغییر در رابطهتان خواهید شد، کمکم تمرکزتان به همه چیز بیشتر شده و زندگی خواهید داشت که همیشه دوست دارید داشته باشید، در اطرافتان کسانی را میبینید که دوست دارید با آنها باشید و احساس بسیار بهتری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد.
منبع: مردمان
همه میدانیم که دروغ اعتماد را از بین میبرد. دروغ گفتن به عزیزانمان برای آینده رابطه میتواند خطرساز باشد. وقتی دروغی به همسرتان گفته باشید، دیگر باور کردن حرفهایتان برای او سخت خواهد شد. بازسازی اعتماد در رابطه کار بسیار دشواری است. همه روابط قابل اصلاح نیستند اما خیلی از آنها درست میشوند. ساختن دوباره اعتماد نیازمند زمان، صداقت و ثباتقدم است.
قدم اول:
دست از دروغ گفتن بردارید. دلیل اینکه الان گرفتار این وضعیت شدهاید دروغی است که در گذشته گفتهاید. وقتی از همسرتان خواستهاید که شما را ببخشد، بدترین کاری که میتوانید بکنید این است که به دروغ گفتنتان ادامه دهید. دروغ گفتن، پنهان کردن حقیقت یا پیچاندن آن کمکی به اصلاح رابطه نمیکند، حتی ممکن است اوضاع را از اینی که هست بدتر کند. تنها راهی که میتوانید به همسرتان نشان دهید واقعاً پشیمان هستید و میخواهید رابطهتان درست شود این است که از این به بعد صداقت کامل داشته باشید.
قدم دوم:
تصمیم بگیرید چه تغییراتی باید در رابطه ایجاد شود. باید بفهمید اشکال کار کجا بوده است و برای مطمئن شدن از اینکه این اتفاقها دیگر در آینده تکرار نمیشود چه کارهایی میتوان انجام داد. بعنوان مثال، آیا دروغ بخاطر نبود ارتباط خوب در رابطه و نداشتن آزادی بین حرفهایتان گفته شده است؟ قبل از ایجاد دوباره اعتماد در رابطه این چیزها باید مشخص شود.
قدم سوم:
به تمام سوالات همسرتان پاسخ دهید. وقتی درمورد دروغتان چند سوال از شما میپرسد، برای این است که خود را با سرعت آن موقعیت هماهنگ کند. اگر واقعاً میخواهید همه چیز درست شود باید خودتان را در اختیار او بگذارید. باید آسیبی که به او زدهاید را درک کرده و با این اطلاعات اضافی که در اختیار او میگذارید، کمی از دغدغههای او را کم کنید.
قدم چهارم:
حالت تدافعی نداشته باشید. هیچوقت سعی نکنید تقصیر را از گردنتان باز کرده و گناهتان را گردن نگیرید. بهترین کاری که میتوانید بکنید این است که مسئولیت اشتباهتان را به طور کامل بپذیرید. در این زمان باید پشیمان، مهربان و فروتن باشید.
نکات و هشدارها
زمان بدهید. التیام یافتن قلب شکسته زمان میبرد، درست مثل زخمهای جسمی...
منبع: مردمان
درست است که ما بیشتر از مادرانمان درس خوانده ایم و زندگی اجتماعی پررنگتری داشتهایم، اما بسیاری از ما، هنوز راه و رسم درست زندگی کردن را نمیدانیم. گاهی میخواهیم با کپی کردن از زندگی مادرانمان یا زنان دیگر، کار خود را راحت کنیم و گاهی هم فكر میکنیم با امضای عقدنامه، وارد یک مسابقه یا یک معادله بیش از حد پیچیده میشویم، اما زندگی نه میدان جنگ است و نه بازار رقابت. بخواهیم یا نخواهیم باید بپذیریم که دوره و زمانه عوض شده و بیشتر قانونهای نانوشته زناشویی هم تغییر کرده است، اگر نمیخواهید از موج این تغییرات جا بمانید و به دنبال یک زندگی آرام و موفق هستید، در ادامه این مطلب با ما باشید.
اشتباه اول: باید مثل من شود
یکی از اشتباههایی که بسیاری از دختران قبل از ازدواج مرتکب میشوند، اصرار به هم شکل شدن است. آنها فکر میکنند قبل از شروع زندگی باید گربه را دم حجله كشت و برای این کار تلاش میکنند همسر آیندهشان را با دعوا، قهر، خواهش و هر راه دیگری که میدانند عوض کرده و شبیه خود کنند. آنها فکر میکنند همشکل بودن و همرنگ بودن، تضمینی برای ازدواج موفق است، اما اشتباه میکنند. اگر شما هم چنین فکری را در سر دارید، نباید فراموش کنید که شما و همسرتان، از 2خانواده و 2فرهنگ متفاوت هستید و هرگز نمیتوانید دنیا را از یک دریچه ببینید. شما تجربهها و باورهای متفاوتی دارید و تا زمانی که در تعارض با هم قرار نگیرید و از این باورها چماقی برای کوبیدن هم نسازید، تهدیدی متوجه شما نخواهد بود.
هیجان را با عشق اشتباه نگیرید
اشتباه دوم: باید برای هم بمیریم
عاشق شدن، هیجانانگیزترین بخش زندگی است؛ بخشی که میتواند شروع یک زندگی مشترک را لذتبخشتر کند، اما گمان نکنید برای چنین شروعی، نیاز به یک زندگی افسانهای دارید. درست است که باید خواستگارتان را دوست داشته باشید اما عشق آنقدر ساده نیست که در هر شرایطی سر و کلهاش پیدا شود. اگر یک دوره نامزدی کوتاه را گذراندهاید و احساس میکنید بیاندازه عاشق هستید، باید بگوییم که بیشتر از عشق درگیر هیجان شدهاید، چیزی که میتواند چنین حدی از علاقه را بهوجود بیاورد، موضوعات ساده یک نامزدی کوتاه مدت نیست، بلکه حمایت و درکی است که در موقعیتهای پیچیدهتر زندگی میبینید و باعث میشود که هر روز، بیشتر حس کنید که این مرد، همان مرد رؤیاهای شماست. همان یک نفری که برای شما به دنیا آمده و امروز کنارتان است.
عشق هرگز نمیمیرد
اشتباه سوم: عشق با گذشت زمان تمام میشود
بعضیها فکر میکنند گذشت زمان میتواند عشق را محو کند و به همین دلیل تن به ازدواج با کسی میدهند که هیچ علاقه یا کششی نسبت به او ندارند، اما اگر شما یک عاشق واقعی باشید و برای این موضوع هزار و یک دلیل داشته باشید، آنچه با گذشت زمان از زندگی شما بیرون میرود، عشق نیست بلکه هیجان و سادهانگاریای است که ممکن است در ماههای اول رابطه، شما را شجاعتر و ماجراجوتر کند و به شما این حس را بدهد که تنها عاشق روی زمین هستید،اما کنار رفتن پرده هیجان از این حس، موضوعی نیست که برای آن سوگوار باشید. یک عشق واقعی میتواند با آرامش و روزمرگی هم همراه شود. در چنین شرایطی شما از همسرتان فاصله نگرفتهاید، بلکه به مراحل بالاتری از دوستداشتن رسیده اید که با آرامش بیشتر و هیجان کمتر همراه است.
گاهی هم دعوا کنید
اشتباه چهارم: یک زندگی موفق، زندگی بدون بحث است
بسیاری از زوجها، بحث و دعوا را نقطه پایانی خوشبختیشان میدانند. خیلی از آنها به دلیل چنین تفکری اختلافنظرشان را در دلشان نگه میدارند و میخواهند با سکوتشان جلوی بحث را بگیرند، اما نباید فراموش کنید که ترس از دعوا، نشانه خوشبختی شما نیست. یک زوج خوشبخت میتوانند اختلافاتشان را به راحتی با هم در میان بگذارند و حتی برای موضوعاتی که ارزش حیاتی برایشان دارد، بجنگند و پیروز شوند. یک زوج ایدهآل روی یک خط صاف پرلبخند زندگی نمیکنند. آنها به اختلاف نظر هم برمیخورند و گاهی از هم دلخور میشوند، اما تفاوتشان با دیگران این است که با هوشمندی از پس چنین مسائلی برمیآیند و به جای دلخوریهای بیمورد، از این بحثها درس میگیرند.
کلیشهها را فراموش کنید
اشتباه پنجم: مسئولیت اداره زندگی بر عهده مرد است
دوره و زمانه عوض شده. درست است که هنوز هم در بسیاری از خانوادهها، مسئولیتهای مالی و بسیاری وظیفههای دیگر بر عهده مردان است، اما این موضوع نباید باعث شود که با بیخیالی خودتان را به حاشیه ببرید و فقط ناظر تلاشهای او باشید. اگر میخواهید زندگی موفق و آرامی داشته باشید، از همان اول سنگها را وا بکنید و مسئولیتها را تقسیم کنید. این تقسیمبندی را میتوانید بر اساس علایق و تواناییهایتان انجام دهید. اگر همسر شما آشپز بهتری است و شما درآمد بیشتری دارید، میتوانید کلیشهها را کنار بگذارید و هر کدام سهم بیشتری از کاری که در آن توانمندتر هستید برعهده بگیرید. قرار نیست شما مثل والدینتان زندگی کنید، بلکه میتوانید با تفاهم و بدون ترس از قضاوت دیگران، در همه بخشهای این زندگی سهیم شوید و تنها برای آرامش بیشتر و کمتر کردن تنشها تلاش کنید.
به همهجوانب اهمیت بدهید
اشتباه ششم: خودم را دوست دارد نه جسمم را
اگر از آن دسته زنهایی هستید که گمان میکنید ارتباط زناشویی، در آخرین ردیف اولویتهای زندگی مشترک است، در اشتباه هستید. گمان نکنید مردی که عاشقتان است، به جسم شما نیازی ندارد و تنها به تفکرات و کلام شما اهمیت میدهد. ازدواج، راهی مشروع و پسندیده برای برقراری یک رابطه سالم جسمانی هم هست. حق شما و همسرتان است که از چنین رابطهای هم بهره ببرید و با کمک آن پایههای زندگیتان را هم محکمتر کنید. اگر شما میخواهید زندگی مشترک موفقی داشته باشید، باید به همه ابعاد یک رابطه توجه کنید و هیچ بعدی را فدای دیگری نکنید.
امتحانهای سخت نگیرید
اشتباه هفتم: اگر مرا دوست داشته باشد، هر کاری میکند
درست است که عشق قدرت میآورد، اما قرار نیست که از مرد زندگیتان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید. بسیاری از زنها گمان میکنند اگر مردی عاشقشان باشد، به خاطر آنها همه پلهای پشت سرش را خراب میکند و به هیچ چیز دیگری جز فرد مورد علاقهاش توجه نمیکند. بیشتر زنها با چنین تفکری، همسرشان را در معرض آزمایشهای سخت قرار میدهند و به او میگویند اگر مرا دوست داری، باید هرچه را که میخواهم، انجام دهی، اما واقعیت این است که چنین مردی، یک مرد عاشق نیست؛ بلکه فردی ضعیف، بیپناه و منفعل است. یک عاشق واقعی هرگز به خاطر حسش از اصول و منطقش نمیگذرد، بلکه سعی میکند حسش را با عقلانیت همراه کند و از این راه به پیشرفت بهتر آن کمک میکند.
شوهرتان قدر شما را میداند
اشتباه هشتم: مردها ارزش حمایت را نمیفهمند
نمیگوییم که همه مردهای جهان، آنقدر منطق و انصاف دارند که همه حمایتها و کمكهایتان را درک کنند و همیشه آنها را در ذهن داشته باشند، اما میگوییم اگر با مردی شایسته ازدواج کرده باشید، میتوانید مطمئن باشید که او کوچکترین همدلیهای شما را میبیند و همیشه آنها را در ذهنش نگه میدارد. مردها خیلی راحت تفاوت شما با زنان دیگر را میبینند و بیشتر وقتها شما را با زنان دیگر مقایسه میکنند.
اگر میخواهید در زندگی مشترکتان موفق باشید، به آدمهای اطرافتان خوب نگاه کنید. چه خصوصیاتی در زنان دیگر وجود دارد که همسرتان از آنها بیزار است و چه ویژگیهایی را در زنان دیگر تحسین میکند؟ مطمئن باشید اگر آن خصوصیات منفی را حذف کنید و چند قدم به آن ویژگیهای تحسینشدنی نزدیکتر شوید، همسرتان حتما قدر شما و تلاشهایتان را می داندو شما و زنان دیگر را به یک چشم نمیبیند.
منبع: میگنا
آیا اسیر یک رابطه مخرب و اعتیادآور شدهاید؟ یا شاید هم نشانههای خودخواهی در رابطه را تجربه میکنید؟ قبل از اینکه کنترل همه چیز از دستتان بیرون رود، سعی کنید همه چیز را مرتب کرده و درمورد مسائل و مشکلات مختلف با طرفمقابلتان صحبت کنید. این مقاله توصیهها و پیشنهادات مفیدی برایتان ارائه میکند و کمکتان میکند بتوانید با خودخواهی در رابطه مقابله کنید.
"ازدواج رابطهای بین زن و مرد است که استقلال آن یکسان، وابستگی آن دوطرفه و التزام آن متقابل است."
خودخواهی در رابطه علت زمینهای شکست بسیاری از روابط است. هیچ چیز نمیتواند ناراحتکنندهتر از همسری باشد که توجه، عشق و نگرانی نسبت به شما ندارد. خودخواهی در رابطه از موارد کوچک شروع میشود و بهتدریج شکل عادت به خود گرفته تا جاییکه طرفمقابل شدیداً مورد اذیت قرار میگیرد.
خودخواهی در رابطه به چه معناست؟
روابط نمودی عالی از عشق و توجه هستند که در قلب انسان خانه دارد. درحالیکه رابطهای که بر مبنای عشق و تعهد باشد هر روز بیشتر از دیروز رشد میکند، رابطهای که مبتنی بر خودخواهی و بیاحترامی باشد، به همان میزان ترسناک است. بااینکه نباید توقع کاملترین بودن را از همسرتان داشته باشید، اما باید درک کنید که داشتن یک حس توجه و تعلق برای شکوفایی و دوام رابطه الزامی است. خودخواهی در رابطه زمانی شروع میشود که هرکدام از دو طرف شدیداً درگیر نیازهای جسمی یا احساسی خود باشند و کمترین میزان توجه را به همسر خود معطوف کنند.
همسر خودخواه با لبریز کردن رابطه از انتظارات بیاندازه خود که معمولاً مبنای غیرمنطقی دارند، به طور منفی بر رابطه حکمرانی میکند. انکار کامل احساسات برای همسرتان، که قرار بودن نیمه گمشده شما باشد چیزی نیست جز خودخوهی محض در رابطه. وقتی طرف مورد ظلم واقع شده قادر نباشد علت چنین رفتار غرمنطقی را از همسر خودخواه خود درک کند، مشکل شدیدتر خواهد شد. هر صحبت و بحثی درمورد این رابطه رو به تنزل توسط همسر خودخواه تکذیب شده و به نظر میرسد که رابطه رو به تباهی است. بدون هیچ تردیدی خودخواهی موجب اعتیادآور و مخرب بودن رابطه میشود.
نشانههای خودخواهی در رابطه
تشخیص علامتهای خودخواهی در رابطه بسیار دشوار است. یک تغییر ناگهانی و غیرقابلانتظار در رفتار همسر، از جمله اولین نشانههای وجود مشکل است. تغییر رفتاری میتواند بنا به دلایل مختلف باشد، مثل استرس یا فشارهای کاری، اما به این معنا نیست که فرد نباید به سوالات شما پاسخ گوید. ممکن است همسرتان به تلفنهای شما جواب ندهد و یا حتی در خانه با حرف نزدن با شما، نادیدهتان بگیرد، در اتاقی دیگر بخوابد و یا حتی از شام یا ناهار خوردن با شما طفره رود. بااینکه طبیعی است که در هر رابطه زمانهای بالا و پایین وجود دارد اما اگر همسرتان به طور کلی شما را نادیده میگیرد، انگار که اصلاً وجود ندارید، مطمئناً مشکلی جدی وجود دارد.
دعوا نمک زندگی است، لازمه رابطه است اما میزان بیتوجهی و رفتارهای غیرمنطقی همسر، در صورت خودخواه بودن او شدت بسیار بیشتری پیدا میکنند. ممکن است جور دیگر هم باشد: انتظارات جزء لازمههای رابطه است اما مرز باریک جداکننده انتظارات و انتظارات بیش از حد معمولاً توسط همسران خودخواه نادیده انگاشته میشود. هر عمل یا رفتاری از سوی همسر که موجب سوءاستفاده حدی جسمی و ذهنی طرف مقابل شود میتواند یکی از نشانههای حاد خودخواهی در رابطه به شمار رود.
چطور بر خودخواهی در رابطه غلبه کنید؟
غلبه بر خودخواهی در رابطه کار سختی نیست. چیزی که نیاز دارید این است که قبل از اینکه دست به اقدامات افراطی بزنید، افکار و احساسات طرفمقابل را در نظر بگیرید. در زیر به چند راه برای تقویت رابطهتان اشاره میکنیم.
همه چیز به گفتگوی درست بستگی دارد!
یکی از مهمترین عوامل تخریب رابطه، نبود گفتگو و ارتباط کلامی است. وقتی هر دو طرف قادر به بیان خواستهها و انتظارات خود به همدیگر نباشند، راه برای خصوصیات منفی مثل خستگی و عصبانیت به رابطه باز میشود. گفتگوی درست رمز حل مسائل قبل از اینکه به مشکل تبدیل شوند است. هیچوقت برای حرف زدن با همسرتان تردید نکنید اگر با موقعیتی برخورد کردید که احتمال بروز سوءتفاهم در آن وجود دارد، بلافاصله آن را با همسرتان روشن کنید. بااینکه چشمها برای ابراز احساسات شما به همسرتان کافی هستند اما بهتر است که از کلمات استفاده کنید. یادتان باشد، رمز کار این است که به طرز موثری حرفهای دلتان را ابراز کنید!
اعتماد متقابل اهمیت زیادی دارد!
اعتماد کردن به همسر برای حفظ رابطه حیاتی است. وقتی اعتماد وجود نداشته باشد، خودخواهی به رابطه صدمه میزند. بعد از برهم خوردن اعتماد متقابل است که دو طرف کمکم فقط به خودشان فکر میکنند. اگر به همسرتان اعتماد نداشته باشید، کاملاً به این معنا است که به دلایلی اشتباه در آن رابطه هستید و آن رابطه اگر درست نشود منجر به جدایی خواهد شد. حتی اگر اختلاف و مشاجره پیش بیاید، نباید سعی کنید از کاه کوه بسازید. از بیاحترامی و بیادبی با همسرتان پرهیز کنید. هرچه که باشد شما عاشق هم هستید!
از کلام محبتآمیز استفاده کنید!
لذت دوست داشتن و دوست داشته شدن هیجانانگیزترین احساس در دنیاست. خودخواهی در ازدواج معمولاً با این واقعیت در ارتباط است که بعد از گذشت مدتی از رابطه، زوجها همدیگر را نادیده میگیرند. یک "دوستت دارم عزیزم" ساده میتواند سالیان سال عشق و محبت را بین شما نگه میدارد اما در مشغولیتهای زندگی عشق و محبت گم شده است. برای زوجهایی که به تازگی ازدواج کردهاند خیلی مهم است که ویژگیهایی از همسرشان که دوست دارند را تحسین کرده و آنها را صادقانه به زبان بیاورند. در روابط طولانیمدت، فریب و فیلم بازی کردن راه به جایی نمیبرد. تحسین و تمجید واقعی باعث خوشحال شدن طرفمقابلتان میشود. همه ما به توجه نیاز داریم؛ درواقع، این غریزه انسان است که دوست داشته شود، تحسین شود و به او توجه شود. پس اجازه ندهید شعله محبت بین شما خاموش شود. در رابطه با همسرتان خودتان باشید؛ هیچوقت تظاهر به چیزی که نیستید نکنید تا خودخواهی در رابطهتان ایجاد نشود.
از حق خودتان دفاع کنید!
عشق به خودی خود قدرتی جادویی دارد که فرد را به طور کامل میسوزاند. چشمهای منطق و عقلانیت از زندگی ناپدید میشوند. اگر شما شدیداً از خودخواهی در رابطهتان در عذاب هستید و تنها دلیل اینکه در این رابطه ماندهاید، عشق به همسرتان است و هنوز منتظر هستید که اوضاع بهتر شود، واقعاً ستودنی است. اما تا کی میخواهید عذاب بکشید؟ رابطه عذاب کشیدن نیست، باید از رابطه لذت ببرید. از حق خودتان دفاع کنید. اگر همه تلاشتان را برای درست شدن او کردهاید اما هنوز هم وضعیت به همان اندازه ناامیدکننده است، دیگر هیچ دلیلی برای ماندن در آن رابطه ندارید. از اینکه همه تلاشتان را کردهاید و از آن رابطه بیرون آمدهاید احساس غرور کنید. مطمئن باشید که زندگی روی خوش دیگری برای شما دارد. سعی کنید زندگیتان را از نو بسازید. احمقانه است که با کسی بمانید که هیچ توجهی به شما ندارد. هیچوقت به دلایل اشتباه خودتان را به عذاب نیندازید؛ این حق شما نیست! پس از آن بگذرید.
خودخواهی در رابطه معمولاً به این دلیل که فرد به دلایلی اشتباه در آن رابطه است، ایجاد میشود؛ اما اگر عشق ذات و ماهیت رابطه شما باشد، وجود خودخواهی غیرممکن خواهد بود. اما هر رابطه سالمی از خودخواهی به دور نیست. همیشه یادتان باشد:
"اگر خودتان را دوست نداشته باشید، هیچوقت نمیتوانید واقعاً کسی را دوست داشته باشید. عشق شما به دیگران هم خودخواهانه خواهد شد. همه آن برای پر کردن آن بخش گمشده از خودتان است. به همین دلیل نمیتوان به عشق آنهایی که خودشان را دوست ندارند اعتماد کرد."
کنترل مرد عاشق بهمراتب راحتتر از کنترل مرد هوسباز است. برای خانمها دشوار است که بعد از چند سال اول ازدواج همسرانشان را به خودشان علاقهمند نگه دارند، چون هوس بعد از مدتی کوتاه از بین میرود و مردها ذاتاً بعد از ارضای هوسهایشان علاقهشان را از دست میدهند.
برای اینکه مردتان را همچنان علاقهمند و مشتاق نسبت به خودتان نگه دارید، باید نقش یک اغواگر را بازی کنید، او را به بند بکشید و باعث شوید که عاشقتان شود.
در زیر به چند نکته ساده برای اینکه همسرتان را از نظر احساسی خلعسلاح کنید اشاره میکنید تا بتوانید افسار رابطه را همیشه در دستان خودتان نگه دارید!
زن افسونگر باشید
با بازی کردن نقش زن افسونگر، مردتان را همیشه مشتاق نگه دارید. ابری از رمز و راز در اطراف خودتان ایجاد کنید. یک درجه مشخص از رمزآلودی و اسرارآمیزی باعث میشود مردتان بیشتر و بیشتر از شما طلب کند. غیرمنتظره بودن ابزاری بسیار قدرتمند برای مجذوب نگه داشتن شوهرتان است. هیچوقت همه خودتان را به او نشان ندهید. گاهی سرکش و دستنیافتنی و گاهی قابلانعطاف و تسلیم باشید، درعین حال معصوم و در عین حال شریر باشید. و با اینکار اشارات گیجگننده برای او بفرستید. ترکیبی از خصوصیات متضاد موجب جذاب شدن شخصیت شما میشود و این باعث میشود شوهرتان علاقه بیشتری به کشف شما پیدا کند.
همیشه خوب و مهربان نباشید
وقتی بیش از حد مهربان و مطیع باشید، شاید آخر روز از خودتان احساس رضایت کنید اما واقعیت این است که وقتی خوبی و مهربانی بیش از اندازه شود، ممکن است قدرت فریبندگی خود را از دست بدهید و دل او را بزنید. ممکن هم هست فکر کند تظاهر میکنید. علاوهبراین، ندرتاً پیش میآید که خوبی محض کسی را جذب کند. گاهی باید اجازه دهید سایههایی تیره در شخصیت شما ببیند. گاهی خشن و بیرحم شوید.
جاذبه جنسی خود را تا بالاترین حد به نمایش بگذارید
جذابیت ظاهری برای مردها بی اندازه مهم است. بااینکه زنها از مغزشان عاشق میشوند، مردها با چشمشان عاشق میشوند. باید تا میتوانید جذابیت جنسی خود را بالا نگه دارید. نباید به هیچ عنوان بعد از ازدواج از خودتان غافل شوید. به خودتان برسید، آرایش کنید و خودتان را از نظر جسمی و فکری متناسب و پرانرژی نگه دارید.
برای تشدید شخصیتتان از عطر استفاده کنید
عطر زنان یکی از مهمترین عوامل تحریک مردان است. از لباسها، کفشها و آرایشی استفاده کنید که هم با سلیقه و شخصیت شما جور باشد هم همسرتان. اما، دقت کنید که نباید بیش از اندازه آرایش کنید. مردها صورتهای طبیعی را دوست دارند. تلاشهایی که در چند ماه اول رابطه برای جلب نظر او به کار میگرفتید را یادتان هست؟ باید به همان منوال پیش بروید.
همه این تلاشها باعث بالا رفتن اعتمادبهنفستان هم میشود. علاوهبراین، همه ما موجوداتی اجتماعی هستیم و شدیداً تحتتاثیر سلیقهها و خواستههای همنوعان خود قرار میگیریم. زنانی که از نظر ظاهری جذاب، بااعتمادبهنفس و مطبوع هستند، برای مردان اطراف خود جذابیت زیادی دارند. این تلاشها، جدا از اینکه اعتمادبهنفس شما را بالا میبرد، باعث میشود شوهرتان قبل از اینکه بخواهد از زیبایی زنی دیگر تعریف کند، به شما فکر کند. دقت کنید که باید طوری لباس بپوشید و ظاهر شوید که فقط توجه او را به خودتان جلب کنید نه مردان دیگر را.
نیازهای احساسی و عقلانی او را فراموش نکنید
در تلاش برای جلب نظر و توجه ظاهری او، توجه به نیازهای احساسی و منطقی او را فراموش نکنید. رنگها، فیلمها، کتابها و غذاهای موردعلاقهاش باید همیشه در دسترس او باشند. با هدیه دادن چیزهایی که دوست دارد او را غافلگیر کنید. دستورالعمل غذای موردعلاقهاش را پیدا کرده و برایش درست کنید و وقتی از سر کار برگشت او را مبهوت کنید. فکرش را بخوانید و خودتان را وارد روح و روانش کنید. خودتان را با علایق و روحیات او تطبیق دهید. ما بعنوان انسان بااینکه تظاهر به فروتنی میکنیم اما همه ما موجوداتی خودخواه هستیم. تا میتوانید او را ناز و نوازش کنید و کاری کنید که به شما وابسته شود. وقتی توانستید وارد روح و روانش شوید، میتوانید خلعسلاحش کنید طوریکه دیگر هیچوقت نتواند از شما روی برگرداند.
به او احترام بگذارید
بااینکه به اشتباه بنظر میرسد مردان در رابطه فقط به رابطهجنسی اهمیت میدهند اما یکی از مهمترین مسائل برای آنها حفظ احترام است. کاری کنید که نه فقط از کلام شما بلکه از اعمالتان هم حس احترام شما به خود را درک کند.
اعتمادبهنفس او را تقویت کنید
مردان برخلاف ظاهرشان مثل کودکانی میمانند که نیازمند تحسین ومحبت هستند. با ارزش دادن به تصویری که از خود دارند، اعتمادبهنفسشان را تقویت کنید. این باعث می شود رازهای دلش را با شما بگوید. مستقیم یا غیرمستقیم چیزهایی که در او دوست دارید را به زبان بیاورید. اگر روزی یک بار به او بگویید که دوستش دارید احساسی فوقالعاده به او خواهید داد.
او را تشویق و تحسین کنید
او را در همه تلاشهایش تشویق کنید و بگویید که به او ایمان دارید. حتی اگر مرتکب اشتباهی شد، به جای اینکه آن را به رویش بیاورید، برایش آرزو کنید که دفعه بعدی موفق شود.برای اینکه تلاش میکند تحسینش کنید. اگر خواست عصبانیتش را سر شما خالی کند، بگذارید اینکار را بکند. به او نشان دهید که روی شما سلطه و قدرت دارد، این باعث میشود احساس امنیت و آرامش کند. کاری کنید که احساس کند همیشه پشتش هستید. حتی اگر اختلاف عمدهای با هم داشتید، هیچوقت از کلمات خشونتآمیز استفاده نکنید زیرا رابطهتان را تخریب خواهد کرد.
حساس باشید
در رختخواب نسبت به او حساس باشید. مردها درمورد رابطهجنسی حساسیت فوقالعادهای دارند. اینکه احساس کنند که نمیتوانند شریکجنسیشان را ارضا کنند واقعاً برایشان ناامیدکننده است. عملکرد او را تحسین کنید و به او بگویید در رابطهجنسیتان احساس فوقالعادهای به شما میدهد. این روحیه او را تقویت کرده و باعث میشود هربار بهتر باشد.
بگذارید آزمایش کند
برای اغوا کردن او لباسزیرها و لباسخوابهای تحریکآمیز بخرید و خواهید دید که توان مقاومت دربرابر شما را نخواهد داشت. اگر خواست چیزی را آزمایش کند، بگذارید بکند.اگر از چیزی خوشتان نیامد، با اشاراتی ظریف آن را به او بفهمانید و ضمن تحسین سایر عملکردهای او، به او بگویید که چطور میتواند آن حرکتش را بهتر کند.
داوطلب باشید
نباید انتظار داشته باشید که همیشه او برای نزدیکی داوطلب باشد. هیچ اشکالی ندارد که گاهی شما پا پیش بگذارید. این باعث می شود تصور کند او را میخواهید. اما به خاطر داشته باشید که در اشتیاق خود در رختخواب اغراق نکنید. شور و اشتیاق بیش از اندازه هم برای آنها جذاب نیست. طبیعی رفتار کنید.
مردها با گذشت زمان در رابطه تکامل مییابند. با درک و صبر با آنها رفتار کنید و در همه جهات با آنها همکاری کنید و مطمئن باشید که پاداش آن را دریافت خواهید کرد.

بااینکه ماههای اول رابطه بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد، روابط موفق بادوام نیاز به تلاش بسیار و سازش هر دو طرف دارد. ساختن روابط سالم نیاز به یک بنیاد محکم دارد تا در طولانی مدت دچار مشکل نشود. وقتی میخواهید رابطهای را به تازگی شروع کنید:
• بسازید. پایهای از احترام و قدرشناسی بسازید. بر همه چیزهای ملاحظهکارانهای که طرفتان میگوید و انجام میدهد، تمرکز کنید. زوجهای شاد به جای گیر دادن به اشتباهات همدیگر، حتی کوچکترین فرصتها برای تشکر کردن از طرفشان را هم از دست نمیدهند.
• کشف کنید. علایق همدیگر را کشف کنید تا لیستی از کارهایی که در کنار هم میتوانید از آن لذت ببرید را داشته باشید. کارهای جدیدی را با هم امتحان کنید تا علایق مشترکتان گسترش یابد.
• ایجاد کنید. اگر مرتکب اشتباهی شدید یا احساسات طرفتان را خدشهدار کردید، الگویی از عذرخواهی ایجاد کنید. گفتن «معذرت میخواهم» شاید در آن لحظه سخت باشد اما زخمهای رابطه را درمان خواهد کرد. طرفتان اگر بداند که شما مسئولیت حرفها و اعمالتان را میپذیرید، بیشتر به شما اعتماد خواهد کرد.
با پیش رفتن ماهها: چیزهای مهمی که باید با جلو رفتن رابطه تشحیص دهید
تغییر رابطه. تغییرات زندگی بیرون از رابطه شما بر آنچه از یک رابطه میخواهید و انتظار دارید تاثیر میگذارد. ازآنجاکه تغییر غیرقابلاجتناب است، استقبال از آن بعنوان فرصتی برای تقویت رابطه بسیار بهتر از این است که جلوی اتفاق افتادن آن را بگیرید.
بررسی دورهای. هرازگاهی وقت بگذارید و درمورد تغییر انتظارات و اهدافتان با هم حرف بزنید. اگر زوجی به مدتی طولانی حرف زدن درمورد موضوعات دشوار را کنار بگذارد، بدون اینکه متوجه شوند رابطهشان دستخوش مشکلات اساسی خواهد شد.
وقتی مشکلی پیش میآید، چه باید کرد
اختلافات در رابطه نه تنها کاملاً طبیعی هستند بلکه اگر به درستی و بطور سازنده حل شوند، باعث تحکیم رابطه خواهند شد. مطمئناً زمانهایی از ناراحتی، فشار یا عصبانیت بین زوجها خواهد بود. منبع این مشکلات در تقاضاهای غیرواقعبینانه و غیرمنطقی، انتظارات شناختهنشده یا رفتارها\مسائل حلنشده نهفته است. حل اختلافات نیاز به صداقت، میل به در نظر گرفتن دیدگاه طرفمقابل و گفتگوی بسیار دارد باوجود اینکه ممکن است به طور کامل قادر به درک آن نباشید.
گفتگوی سالم مسئله ای بسیار مهم است مخصوصاً وقتی گرفتن تصمیمات مهمی درمورد رابطه جنسی، کار، ازدواج و خانواده مطرح است. در زیر راهنماییهایی برای داشتن گفتگو و ارتباط موفق و حل اختلافات آوردهایم.
• الگوهای خانوادگی همدیگر را بشناسید. ببینید اختلافات در خانواده طرفمقابلتان چطور حل میشود و درمورد رویکرد به اختلافات در خانواده خودتان با او حرف بزنید. اصلاً غیرطبیعی نیست که زوجها بفهمند که خانوادههایشان راه و روشهای مختلفی برای ابراز عصبانیت و حل اختلافات داشتهاند. اگر خانوادهتان رویکرد خوبی در برقراری ارتباط و حرف زدن یا حل سازنده اختلافات نداشته است، به خودتان اجازه دهید راههای تازهای برای حل مشکلات امتحان کنید.
• زمانبندی اهمیت دارد. برخلاف تصورات قبلی، بهترین زمان برای حل یک مشکل فوراً نیست. اصلاً غیرعادی نیست که دو طرف نیاز به کمی زمان برای آرامتر شدن داشته باشند. این وقفه به شما کمک میکند از گفتن بعضی حرفها یا کارهای ناراحتکننده در همان لحظه جلوگیری کنید و به زوجها کمک میکند بفهمند چه تغییراتی برای آنها مهمتر است. یادتان باشد، اگر از دست طرفتان عصبانی هستید اما هنوز نمیدانید که چه میخواهید، مطمئناً طرفتان هم نمیتواند آن را بفهمد!
• محیطی از حمایت احساسی ایجاد کنید. حمایت احساسی یعنی قبول کردن تفاوتهای طرفتان و اصرار نورزیدن بر اینکه که نیازهایتان را فقط به طریقی مشخص که شما میخواهید برآورده کند. بفهمید طرفتان برای ابراز احساسش به شما چه روشی دارد و معیار و مقیاس مشخص برای رفتار طرفتان قرار ندهید.
• مخالفت کردن را قبول کرده و پیش روید. اکثر زوجها با مسائلی روبهرو میشوند که هیچوقت بر سر آن توافق کامل نمیکنند. به جای دعواهای مکرر، مخالفت کردن با همدیگر را بپذیرید، با هم بحث کنید یا راهی برای حل مشکل پیدا کنید.
• بین چیزهایی که از طرفتان میخواهید و چیزهایی که نیاز دارید تمایز قائل شوید. بعنوان مثال، بخاطر امنیت ممکن است نیاز داشته باشید که طرفتان در زمانهای تاریکی هوا دنبالتان بیاید. اما اینکه چند بار در روز به شما زنگ بزند ممکن است فقط یک خواسته باشد.
• پیامهایتان را مشخص کنید. یک پیام مشخص یعنی یک بیان محترمانهاما مستقیم از نیازها و خواستههایتان. قبل از اینکه با طرفتان حرف بزنید، وقت بگذارید و خواستههایتان را برای خودتان مشخص کنید. تمرین کنید که خواستهتان را با کلماتی مشخص و قابللمس مطرح کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید دوست داشتم مهربانتر بودی بگویید، دوست دام بیشتر دستهایم را در دستت بگیری.
• در هر زمان فقط درمورد یک چیز بحث کنید. لیست کردن نگرانیها و مشکلاتتان وسوسهانگیز است اما این کار فقط بحثتان را طولانیتر میکند. سعی کنید نگرانیها و دغدغههایتان یکی یکی حل و فصل کنید.
• واقعاً گوش دهید. شنوندهای خوب بودن نیازمند اینهاست: ۱) حرف کسی را قطع نکنید. ۲) بر حرفی که مخاطبتان میزند تمرکز کنید، به جای اینکه جوابتان را آماده کنید. ۳) چیزی که شنیدهاید را با او چک کنید تا از بروز سوءتفاهم جلوگیری شود.
• خود را مهار کنید. تحقیقات نشان داده است که زوجهایی که خود را اصلاح و ویرایش میکنند و همه حرفهای زمان عصبانیتشان را به زبان نمیآورند، معمولاً شادترین هستند.
انتظارات سالم و مشکلساز در روابط
هرکدام از ما وقتی وارد رابطه عاشقانهای میشویم، انتظاراتمان براساس زندگی خانوادگیمان، آنچه در رسانهها دیدهایم و آنچه در روابط قبلی خود تجربه کردهایم، شکل میگیرد. داشتن انتظارات غیرواقعبینانه باعث میشود رابطه رضایتبخش نبوده و در آخر شکست بخورد. نکاتی که در زیر آوردهایم کمکتان میکند بین انتظارات سالم و مشکلساز تمایز قائل شوید.
• به تغییرها احترام بگذارید. چیزی که شما در ماههای اول از یک رابطه میخواهید با چیزی که بعد از گذشت زمانی طولانیتر میخواهید، ممکن است تفاوت کند. باید پیشبینی کنید که هم شما و هم طرفتان به مرور زمان تغییر میکنید. احساس عشق و علاقه هم به مرور زمان تغییر میکند. احترام و ارزش گذاشتن بر این تغییرات، فرایندی سالم است. عشق شیمی مغز را برای ماههای اول آشنایی تغییر میدهد. هم به دلایل فیزیولوژیکی و هم احساسی، یک رابطه طولانی نوع پیچیدهتر و غنیتری از عشق و علاقه در خود دارد.
• تفاوتها را بپذیرید. اینکه بپذیرید بعضی چیزها درمورد طرفتان هست که هر چقدر هم که تلاش کنید حتی به مرور زمان هم تغییر نخواهد کرد، بسیار سالم اما دشوار است. متاسفانه، همیشه این انتظار وجود دارد که طرفمان طوری که ما میخواهیم تغییر خواهد کرد. ممکن هم هست که این انتظار غیرواقعبینانه را داشته باشیم که طرفمان هیچوقت تغییر نخواهد کرد.
• نیازها و خواستههایتان را مطرح کنید. هرچند تصور اینکه طرفتان همه خواستهها و نیازهای شما را میداند خیلی ساده است اما معمولاً اینطور نیست و میتواند منجر به استرس و فشار زیاد در رابطه شود. یک رویکرد بهتر و سالمتر این است که نیازها و خواستههایمان را به طور مستقیم به طرفمان مطرح کنیم.
• به حقوق طرفمقابل احترام بگذارید. در روابط سالم، هر طرف حق دارد که احساسات، دوستان، فعالیتها و نظرات خود را داشته باشد. غیرمنطقی است که انتظار داشته باشید او هم اولویتها، اهداف و علایق شما را داشته باشد.
• برای جنگ عادلانه آماده باشید. زوجهایی که به کشمکش بعنوان تهدیدی برای رابطهشان نگاه میکنند که به هر ترتیبی باید از آن اجتناب کنند. زوجهای سالم با هم میجنگند اما جنگ عادلانه--مسئولیت سهم خودتان را در مشکل بپذیرید، وقتی اشتباه میکنید قبول کنید و به دنبال مصالحه باشید.
• رابطهتان را تعمیر کنید. اکثر ما میدانیم که برای اینکه یک وسیله نقلیه را در جهتی دلخواه به حرکت واداریم نه تنها به سوخت مداوم نیاز دارد بلکه تعمیرات و اصلاحات منظم هم لازم دارد. درمورد روابط هم همینطور است. بااینکه ممکن است برای شروع رابطه خیلی تلاش کنیم، انتظار اینکه بدون تلاش یا تعمیر و اصلاح مداوم به مسیر خود ادامه دهد باعث میشود رابطه به تصادف ختم شود! بااینکه هدیه دادن خیلی مهم است اما معمولاً کارهای کوچک و غیرمادی که دو طرف برای هم میکنند است که رابطه را راضیکننده نگه میدارد.
فشارهای بیرونی بر رابطه
• تفاوت در ریشهها. حتی آنهایی که از یک فرهنگ، مذهب یا وضعیت اقتصادی مشابه هستند خیلی خوب است که درمورد انتظارات خود از یک همسر خوب با هم صحبت کنند. آنچه که برای شما مشخص و نرمال به نظر میرسد ممکن است باعث تعحب طرفتان شود یا برعکس. اگر از ریشههای مختلف هستید، بدانید که لازم است زمان و انرژی بیشتری را برای ساختن رابطهتان صرف کنید. برای فهمیدن فرهنگ یا مذهب طرفتان وقت بگذارید.
• زمان باهم و بیهم بودن. اینکه چه مدت زمانی را با هم و یا دور از هم سپری کنید یکی از مهمترین دغدغههای روابط است. اگر زمانی که طرفتان دور از شما میگذراند را به شکل «آنقدر که او برایتان مهم است او به شما اهمیت نمیدهد» نگاه کنید، ممکن است قضاوت زودهنگام کنید. با طرفتان درمورد اینکه زمان دور از شما برای او چه مفهومی دارد حرف بزنید و درمورد نیازهایتان از رابطه در زمانهای با هم بودن برای او حرف بزنید. خواستن آنچه میخواهید، بدون در نظر گرفتن نیازهای طرفتان، معمولاً باعث دور کردن او میشود.
• خانواده طرفمقابل. برای خیلی از دانشجوها طی دوران دانشجویی، خانواده منبع احساسی، و نه فقط مالی، مهمی تلقی میشود. کنار آمدن با خانواده طرفمقابل برای بعضیها کار سختی است. بد نیست که کمی به نیت خوب والدین فکر کنید. والدین ممکن است توصیهها و نصیحتهای خوبی با نیت خالص درمورد رابطه شما داشته باشند. خیلی مهم است که هر دوی شما باهم درمورد اینکه چطور با ارزشها و حمایتهای متفاوت خانوادههایتان کنار بیایید با هم حرف بزنید.
• دوستان. خیلیها هستند که تصور میکنند باید همه دوستانشان را دور بیندازند مگر اینکه طرفشان هم به اندازه خودشان آنها را دوست داشته باشد. کنار گذاشتن دوستان برای شما و رابطهتان سالم نیست مگر در مواردی که با دوستانتان در فعالیتهایی شرکت میکنید که برای خودتان و رابطهتان مخرب باشد. ضمن اینکه باید به خاطر داشته باشید که ممکن است طرفتان به اندازه شما از حضور دوستانتان لذت نبرد. باید درمورد اینکه با کدامیک از دوستانتان به اتفاق وقت بگذرانید با هم حرف بزنید.
۸ قدم اصلی برای حفظ یک رابطه خوب
۱) از چیزهایی که شما و طرفتان برای خودتان و برای رابطهتان میخواهید آگاه باشید.
۲) نیازهایتان را به همدیگر بگویید.
۳) بفهمید که طرفتان قادر به برآوردن همه نیازهای شما نیست. بعضی از این نیازها باید در خارج از رابطه برآورده شوند.
۴) برای حرف زدن و بحث کردن درمورد چیزهایی که از هم میخواهید علاقه نشان دهید.
۵) نخواهید که طرفتان برای برآوردن همه نیازهای شما تغییر کند. برای قبول کردن تفاوتهای بین زوج ایدآل هرکدامتان و فرد واقعی که با او ارتباط دارید تلاش کنید.
۶) سعی کنی به مسائل از دید همدیگر نگاه کنید. این به آن معنی نیست که همیشه باید با هم موافق باشید، بلکه هر دوی شما باید تفاوتها، دیدگاهها و نیازهای متفاوت هم را درک کنید.
۷) وقتی در انتظارات، نیازها یا نظراتتان، اختلاف مهم و اساسی وجود دارد، سعی کنید با صداقت و جدیت برای آن تلاش کنید. بهتر است زودتر از متخصص کمک بگیرید تا اینکه آنقدر صبر کنید که وضعیت بحرانی شود.
۸) سعی کنید با طرفتان به طریقی برخورد کنید که نشان دهد دوستش دارید و به او اعتماد دارید.
منبع: سایت مردمان
اگر تازه نامزد کرده اید یا اگر مدتی است که ازدواج کرده اید، بدانید که مواردی وجود دارد که هیچگاه تغییر نمی کند مثل احساس نیاز به تقدیر و تشکر یا احساس نیاز به داشتن رابطه خصوصی؛ و این فقط مختص آقایان نیست بلکه شما خانم ها را نیز شامل می شود. در زیر 6 مورد وجود دارد که با گفتن آنها به نامزد یا شوهرتان در هر مرحله از ازدواج که هستید، او را سرشار از عشق و علاقه می کنید.
1. عالی به نظر می رسی
مردها احساس ناامنی می کنند درست مثل خانمها. اگر آقایان این ضعفشان را نشان دهند یا نه، اما گاهی اوقات تعجب می کنند اگر شکمشان بزرگ شده باشد و از کمربندشان جلوتر زده باشد یا موارد دیگر. پس گاهی اوقات باید از آنها تعریف و تمجید کرد.
2. من عاشق هیکل تو هستم
ما با گفتن این جمله نمی خواهیم دروغ بگوییم. این جمله را بدون اینکه بخندید یا شرمنده شوید بگویید. مردها نسبت به بدنشان حساس هستند و همچنین آنها دوست دارند بدانند بدنشان شما را مجذوب می کند.
3. خانمی در حال نگاه کردن شماست
بله، این جمله به اعتماد به نفس او کمک می کند. اما با گفتن این جمله به او نشان می دهید که شما فقط زن هایی که به او خیره شده اند را نگاه می کنید و از اینکه به او بگویید ابایی ندارید. با گفتن این جمله به او می فهمانید که به او مطمئن هستید و از این بابت که او توسط دختر دیگری گمراه نمی شود خیالتان راحت است.
4. حق با شماست
ما همه دوست داریم که حق با ما باشد که مردها هم از این مقوله مستثنی نیستند. شما می دانید چه مواقعی؟ گاهی اوقات. وقتی که حق با اوست بهتر است به او بگویید مخصوصا اگر با هم بحث کرده اید. مطمئنا فکر می کنید که با گفتن این جمله همسرتان فکر می کند که شما ترسیده اید یا در بحث کم آورده اید اما این جمله باعث می شود که بحثتان تمام شود. با شنیدن این جمله، به همسرتان احساس خوبی دست می دهد و به او ثابت می شود که شما فردی منطقی هستید و اشتباهتان را پذیرفته اید و این به هموار کردن مخالفت های بعدی تان کمک می کند.
5. این پیچ را باز می کنی؟
مردها دوست دارند احساس مردانه کنند. این نکته ریشه در فرهنگ ما دارد. کمک کردن در کارهای ساده به آنها احساس خوبی می دهد. ما نمی گوییم که شما از آنها کارهایی را بخواهید انجام دهند که از دست خودتان برمی آید اما اگر به دستیار نیاز داشتید، همسرتان مورد خوبی هستند که آنها را هم شاد می کند.
6. تو کچل نیستی !
حدود یک چهارم مردها در سن 25 سالگی ریزش مو پیدا می کنند و تا سن 60 سالگی دو سوم موهایشان را از دست می دهند. از دست دادن موهایشان برای آنها ترسی را به دنبال می آورد. بنابراین حتی اگر همسرتان مقداری تاسی پیدا کرده است، به او بگویید که کچل نیستی.
بعضی از دروغگوها برای لاپوشانی كاری كه ممنوع كردهاید، مثل سیگار كشیدن یا وقت گذراندن با دوستان دروغ میگویند. بعضی از مردها از پنهانكاری بیدلیل لذت میبرند. گاه آنها در عین اینكه هیچ چیز برای پنهانكردن ندارند، واقعیت را نمیگویند....بعضی از دروغگوها برای لاپوشانی كاری كه ممنوع كردهاید، مثل سیگار كشیدن یا وقت گذراندن با دوستان دروغ میگویند.
بعضی از مردها از پنهانكاری بیدلیل لذت میبرند. گاه آنها در عین اینكه هیچ چیز برای پنهانكردن ندارند، واقعیت را نمیگویند. اما زنان اغلب چه به روی شوهرشان بیاورند چه نه، متوجه دروغ میشوند و كمكم این تفریح كوچك آقایان بدگمانی را در همسرشان ریشهدار میكند.
توصیههایی به دروغگویان
1 - هر چقدر هم كه همسرتان از بیان حقیقت نگران و مشوش میشود به او دروغ نگویید، زیرا روزی حقیقت در نزد زن فاش میشود و فقط شرمندگی باقی میماند.2 - اگر دروغهایتان برای جلب توجه همسرتان و تعریف و تمجید از اوست به كارتان ادامه دهید؛ یك روز این دروغها راست میشود و نتیجه خوبی از آن میگیرید.
دروغگویان چند دسته هستند
1 - بعضی از مردان در برابر غر زدن زنانشان مجبور به گفتن دروغهایی میشوند كه در انجام و برآورده ساختن آن ناتوان هستند. مردی كه زیر بار فشار سخنهای همسرش باشد، دست به دروغگویی میزند و به همسرش وعدههایی میدهد كه خودش هم میداند از عهده آن برنمیآید، اما به خاطر ساكت كردن همسرش و جلوگیری از كشمكش و جنگ اعصاب مجبور به دروغگویی میشود، اما خلف وعده خود دعوای دیگری برمیانگیزد.2 - بعضی از دروغگوها میخواهند لاف بزنند و خود را نزد دیگران بزرگ كنند. همسر این آقایان باید كمبود توجه آنان را جبران كند و هرگز آنان را تحقیر نكند تا دروغ گفتن آنان كاهش یابد.
3 - بعضی از دروغگوها برای لاپوشانی كاری كه ممنوع كردهاید، مثل سیگار كشیدن یا وقت گذراندن با دوستان دروغ میگویند. برای این كه جلوی چنین مسالهای را بگیرید به علاقهمندیهای یكدیگر احترام بگذارید و زمانی در طول ماه را نیز به رفت و آمد با دوستان اختصاص دهید.
4 - بعضی دیگر از دروغگوها برای به دست آوردن یك گوشه كه همسرشان به آن دست نیافته است و به دست آوردن حس كنترل دروغ میگویند. مثلا همسرتان رفته است روزنامه بخرد. اما وقتی از او میپرسی كجا بودی میگوید در پاركینگ بودم. فقط برای اینكه شما همه كارهایش را ندانید و او را چك نكنید. چنین مردی نیاز به كم محلی دارد. بزودی آرزو خواهد داشت از او بپرسید كه كجا بوده است.
منبع : jamejamonline.ir
منبع: مردمان
خیلی از زنان و شوهرانی که زندگی زناشویی موفقی دارند و برای روابط خود ارزش و احترام قائل هستند معتقدند که دعوا و ستیزه موجب بهتر شدن و یا به قول عده ای نمکین شدن زندگی نمی شود.
آیا واقعاً دعوا نمک زندگی است؟
گاهی اوقات در مجلات و یا کتاب ها می خوانید که «دعوا نمک زندگی است» و گهگاه از بعضی دوستان و آشنایان می شنوید که می گویند گاهی قهر و دعوا موجب تداوم زندگی زناشویی می شود. این عده از یک حقیقت کلی در مورد آدمی بی خبرند و آن این است که احساسات انسان همانند آتش است. که با یک جرقه کوچک شروع می شود و آنچنان زبانه می کشد که ممکن است همه چیز را در اطراف خود بسوزاند و به خاکستر تبدیل کند؛ و بر روی مشتی خاکستر زندگی کردن غیرممکن است.
متأسفانه گاهگاهی ما خود به تنهایی بر مسند قضاوت می نشینیم و شوهران خود را محکوم می کنیم، اما یک طرفه قضاوت کردن کار درستی نیست. نباید اجازه دهید عقاید غلط دیگران و تقلیدهای غلط از زندگی افراد دیگر و یا از مجلات و فیلم ها و روزنامه ها موجب از هم پاشیدن آرامش شما در زندگی شود.
دکتر وین دایر می گوید: همه زن و شوهرها باید بدانند این عقیده که دعوا به طور طبیعی موجب بهتر شدن زندگی می شود غلط است؛ زیرا از نظر روانی بعد از هر دعوا و ستیزه نوعی احساس ضعف و ناتوانی در طرفین به وجود می آید که تا مدتی مانع از انجام کارهای روزانه می گردد و جلوی اتخاذ تصمیم های درست و بجا را می گیرد و به روابط ضربه بزرگی وارد می آورد و موجب سردردهای شدید، پشت درد، سوء هاضمه، بالا رفتن فشارخون، بی خوابی، و در بسیاری اوقات یک نوع نگرانی و اضطراب طولانی می شود. البته ضررهای مادی هم که در نتیجه دعواهای خانوادگی ایجاد می شود بر ما پوشیده نیست.
متأسفانه اکثر آدم ها از یک حقیقت کلی در مورد خود و دیگران غافل هستند، و آن این است که بنا به گفته خیلی از روان شناسان از جمله «دکتر دایر»، خداوند از هر کدام از انسان ها فقط یک نمونه خلق کرده است. شاید کسانی باشند که از نظر ظاهر و یا طرز فکر با ما شباهت های بسیار داشته باشند، اما هرگز هیچ انسانی نیست که از نظر اعتقادات، روش زندگی، طرز فکر و دیگر موارد زندگی به ما شباهت کامل داشته باشد. این گفته بدان معنا است که نباید انتظار داشته باشیم همیشه و در هر زمان اطرافیان ما کاملاً ما را درک کنند، زیرا انجام چنین کاری برای خود ما هم غیر ممکن است. شاید شما مدت زیادی را با دوستی که از خیلی جهات با شما هم عقیده است زندگی کنید، ولی روزی متوجه شوید که او قادر نیست کاملاً شما را درک کند ؛ نباید فراموش کنید که او کپی شخصیت شما نیست : گاهی شما از درک او عاجز هستید و زمانی او از درک شما. اگر سعی کنید در رابطه با دوستان و آشنایان بخصوص در زندگی زناشویی این مسئله را در نظر بگیرید، هر روز زندگی شما بهتر و شیرین تر می شود.
همه زن و شوهرها باید بدانند این عقیده که دعوا به طور طبیعی موجب بهتر شدن زندگی می شود غلط است؛ زیرا از نظر روانی بعد از هر دعوا و ستیزه نوعی احساس ضعف و ناتوانی در طرفین به وجود می آید که تا مدتی مانع از انجام کارهای روزانه می گردد و جلوی اتخاذ تصمیم های درست و بجا را می گیرد و به روابط ضربه بزرگی وارد می آورد و موجب سردردهای شدید، پشت درد، سوء هاضمه، بالا رفتن فشارخون، بی خوابی، و در بسیاری اوقات یک نوع نگرانی و اضطراب طولانی می شود.
محترم شمردن قانون آزادی فردی در زندگی زناشویی
قانون آزادی های شخصی در قانون اساسی هر کشوری درج گردیده است. و ما این قانون را برای خود محترم می شماریم و در ارتباط با دوستان و آشنایان تا حدودی رعایت می کنیم. اما متأسفانه در زندگی زناشویی خود را ملزم به رعایت این قانون نمی دانیم و زیر پا گذاشتن این قانون را با خواندن نامه ها و گوش دادن به تلفن های یکدیگر آغاز می کنیم؛ حتی در بسیاری موارد دیده شده که کیف های دستی و کمدهای شخصی دیگران را به صورت عادت می گردیم ! و در پاره ای اوقات انجام این کارها را دلیل بر صمیمت در خانواده می دانیم. این گونه کارها نه تنها دلیل بر صمیمیت نیست بلکه موجب پایمال کردن آزادی های شخصی و در نظر نگرفتن فردیت افراد خانواده است. رعایت این قانون در مورد اوقات اشخاص هم صدق می کند. خارج از محیط خانه اگر بخواهیم با شخصی قرار بگذاریم، سعی می کنیم از او بپرسیم چه ساعتی مناسب است تا حتی الامکان از برهم خوردن برنامه او جلوگیری کنیم.
رعایت چنین مسائلی در زندگی خانوادگی بخصوص در زندگی زناشویی هم لازم و ضروری است. اما رعایت اوقات فراغت زن و شوهر شاید از نظر ظاهر کمی غیرعادی باشد، زیرا طرز فکر حاکم بر اجتماع می گوید که آنها در هر صورت و در همه وقت باید از وظایف مادری و همسری خود پیروی کنند؛ ولی زنان می توانند علی رغم انجام وظایف مادری و همسری، اوقاتی را برای برنامه های شخصی اختصاص دهند؛ و رعایت چنین مسئله ای از طرف شوهران ضروری است. همچنین زنان باید در مورد شوهران خود این مسئله را رعایت کنند زیرا کار و مسئولیتِ پی در پی روح و جسم آدمی را خسته می کند و داشتن سرگرمی و تفریح ، لازم و ضروری است. گاهی بعضی از سرگرمی ها خانوادگی است و همه اعضا در آن شرکت می کنند، و گاهی خصوصی و فردی است. گاهی اوقات شوهر شما مشغول مطالعه است و یا تلویزیون تماشا می کند. زمانی هم ممکن است گلدان ها را جابجا کند. نباید اخم کنید و بگویید: «لعنت به این زندگی! از صبح تا شب سرکار هستی حالا هم که آمدی خانه، این طور وقت می گذرانی». نباید فراموش کنید که شوهر شما یک ماشین سخنگو نیست که بتواند دائماً در حال گفتگو باشد.
اگر شوهر شما گاهی اوقات کمتر با شما گفتگو کرد، فکر نکنید این عمل بدان معنی است که از شدت علاقه اش نسبت به شما کاسته شده است. چه بسیار شوهرانی که دائماً با همسر خود صحبت می کنند، در حالی که مهری از او به دل ندارند. متأسفانه گاهگاهی ما خود به تنهایی بر مسند قضاوت می نشینیم و شوهران خود را محکوم می کنیم، اما یک طرفه قضاوت کردن کار درستی نیست. نباید اجازه دهید عقاید غلط دیگران و تقلیدهای غلط از زندگی افراد دیگر و یا از مجلات و فیلم ها و روزنامه ها موجب از هم پاشیدن آرامش شما در زندگی شود.
منبع: جام نیوز
زنان احساسات خود را اغراقآمیز جلوه میدهند و محدودیتی در استفاده از لغات نمیبیند، اما مردان کلمات را واقعی پنداشته و واکنشهای نامناسب نشان میدهند. مردان حرفهای زنان را لغت به لغت معنا میکنند.
از مشکلاتی که بین زن و مرد بوجود میآید این است که زن و مرد علاوه بر اینکه از کلمات مشابه استفاده میکنند ولی تصوراتشان از کلمات متفاوت است آنها حتی از جملات واحد معانی متفاوت برداشت میکند.
زنان احساسات خود را اغراقآمیز جلوه میدهند و محدودیتی در استفاده از لغات نمیبیند، اما مردان کلمات را واقعی پنداشته و واکنشهای نامناسب نشان میدهند. مردان حرفهای زنان را لغت به لغت معنا میکنند.
برای زندگی بهتر به خانمها توصیه میکنیم وقتی با همسرشان صحبت میکنند بهتر است کلمات را سنجیده و حساب شده به کار برند و آقایان نیز زیاد به نوع کلماتی که خانمها استفاده میکنند، حساس نشوند و خرده نگیرند.
وقتی زن و مرد با یکدیگر صحبت میکنند و یا سوال میپرسند، منتظر جواب معقول هستند. پاسخهایی که شما میدهید، میتواند ارتباط را شفافتر و نزدیکتر کند و یا ارتباط را تیره و قطع نماید. پاسخ دهنده با جوابی که میدهد شخصیت درونی خود را نمایان میسازد .
جوابهای تند و سریع و بدون تفکر موجب رنجش شنونده میشود و اینگونه جوابها خامی و عجول بودن پاسخدهنده را میرساند.
جوابهای سربالا و سرزنشآمیز دلیل بر پرعقده بودن و عصبیت پاسخ دهنده است و ناشی از آن است که وی شیوه برقراری ارتباط را نمیداند. واکنشهای کلامی که با تعمق و منطقی و بدون حب و بغض باشد و جواب دهنده صادقانه خواستههای خود را مطرح میکند، قطعا ارتباط بهتری را رقم میزند و موجب پایداری زندگی خواهد شد.
در ذیل چند نمونه از واکنشهای کلامی آورده میشود شما کدام پاسخ را ترجیح میدهید، آیا اگر مورد آخر را انتخاب کنید بهتر نیست؟
امروز شاید کمی دیر بیام
الف- کار همیشگی توست
ب- باز میخوان ازت کار بکشن
ج- باشه منتظرت میمونم ولی خودت را خیلی خسته نکن
نظرت نسبت به ... چیه؟
الف- چطور مگه. کی تا حالا نظر من برای شما مهم شده.
ب- نه اصلا ازش خوشم نمیآید.
ج- چیز بدی ازش ندیدم. در معاشرت بهتر میشه دیگران را شناخت.
جلوی مهمانها درست نبود با من اینطوری حرف بزنی.
الف- حقت بود.
ب- تو که برای کسی اهمیت قائل نیستی
ج- ببخشید خودم هم پشیمان شدم آخر خیلی عصبانیام کردی.
امروز حال خرید ندارم
الف- هر روزت همینه، این که عجیب نیست.
ب- باز نق و نقت شروع شد.
ج- اشکالی نداره اگه خستهای میگذاریم برای یه روز دیگه.
چرا غذا نمیخوری مگه غذا خوردی؟
الف- نمیخورم، از این غذا خوشم نمییاد.
ب- کجا غذا خوردم، باز کج خیال شدی.
ج- با اینکه بوی غذات آدمو به اشتها میاره، اما نمیدونم چرا میل ندارم.
در جایی که انسان میتواند بطور صریح سخن بگوید و رنجشهای خود را از راه گفتوگوی مستقیم حل کند چرا متوسل به طعنه و کنایه شود و یا به جای اینکه به حل اصولی مشکلات خود بپردازد به زخم زبان متمسک شود. در این صورت نه تنها مشکل حل نمیشود بلکه رنجشها عمیقتر میگردد.بهتر است سعی کنید در زندگی مسائل و مشکلات را خودتان حل کنید، و رنجش حل نشده باقی نگذارید.
وقتی زن و مرد از هم رنجش پیدا میکنند و درصدد رفع آن بر نمیآیند، وقتی اجازه میدهند ناراحتیها و دلخوریها روی هم انباشته شود، همچون کامیونی میشوند که مملو از لجن باشد. اگر این کامیون بار خود را خالی نکند، بوی بدش همه جا را میگیرد. زوجی که رنجشهای خود را رفع نمیکنند ، باید انتظار داشته باشند رابطهشان سرد شود.
وقتی یکی از دیگری میرنجد، بیمنطق، بیانصاف و پرخاشگر میشود، حال حدس بزنید قضاوت چنین آدمی نسبت به همسرش چگونه خواهد بود.
وقتی با همسرمان زیر یک سقف می رویم ، در بهترین شرایط باز هم از یکدیگر رفتارهایی می بینیم که دلچسب نیست پس باید راه انتقاد کردن را بلد باشیم.
همزمان با افزایش میزان انتقاد در خانواده ، شادکامی جای خود را به تلخ کامی داده ، روابط محبت آمیز به خصومت و دشمنی تبدیل می شود . انتقاد اگر در جای خود و با روش صحیح و مناسب انجام شود ، یک شیوه تربیتی کارآمد و موثر خواهد بود . ولی انتقاد با روش نادرست و تحریک آمیز ، به یک ضد تربیت مبدل می شود.
طرح موضوع « تغافل» هرگز به این معنا نیست که از ایرادها و عیوب همسر خود ، همیشه چشم بپوشیم ، بلکه تغافل در برخی ازموارد ، معنا پیدا می کند و در سایر موارد باید با شیوه صحیح و سنجیده ای ، به اصلاح رفتار وی پرداخت.
همسرانی که به جای انتقاد سازنده ، با تعریف نابجای خود ، مشکل را پیچیده تر می کنند ، خود نیز در حلقه هایی از مشکلات جدید گرفتار می شوند و همسرشان را دچار آفت خود بزرگ بینی می کنند.
ویژگیهای انتقاد سازنده
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
از مهمترین خصوصیت انتقاد سازنده می توان موارد ذیل را برشمرد :
*انتقاد سازنده ، همیشه با بیان یکی از جنبه های مثبت طرف مقابل آغاز شده و با جلب اطمینان وی ،
موضوع اصلی مورد انتقاد طرح می شود. چنین عملی موجب می شود که شنونده مقاومت کمتری را در پذیرش انتقاد از خود نشان دهد.
*انتقاد سازنده ، در قالب جملات و عبارات غیر مستقیم مطرح می شود و جنبه محکومیت و آمرانه و تحریک آمیز ندارد ؛ مثلا با این عناوین می توان انتقاد را به عملی سازنده مبدل نمود :« آیا بهتر نبود ؟» ،« آیا صلاح می دانی ؟» و...
*انتقاد سازنده ، در خلوت و در غیاب دیگران نسبت به همسر باید انجام شود. در غیر این صورت شنونده انتقاد ، امنیت روحی خود را در معرض تهدید و مخاطره می بیند و در صدد مقابله به مثل برخواهد آمد.
*در هر نشست انتقادی ، طرح بیش از یک موضوع ، جایز نیست. اگر از همه جهات همسرمان را مورد انتقاد قرار دهیم ، او را علیه خود برانگیخته ایم و نتیجه ای عاید ما نخواهد شد.
*چنانچه در مراحل اولیه ، به صورت ایماء و اشاره انجام شود ، رعایت ادب و دوستی نیز برتفاهم زن و شوهر می افزاید .
در سیره نبوی آمده است که وقتی به پیامبر اکرم (ص) درباره رفتار نامناسب شخصی اطلاع می دادند ، پیامبر بدون آنکه از او نام ببرند می فرمودند که چرا بعضیها چنین و چنان می کنند ؟ و از این طریق ضمن اصلاح رفتار آن مرد ، آبروی تو نیز محفوظ می ماند.
مقایسه انتقاد سازنده و انتقاد مخرب
* انتقاد سازنده با نیت خیرخواهانه انجام می شود ، انتقاد مخرب با سوءنیت انجام می شود .
* انتقاد سازنده لحن انتقاد کننده مشفقانه است ، در انتقاد مخرب لحن انتقاد کننده ، سرد و بی روح است .
* انتقاد سازنده هدف انتقاد ، ارشاد و اصلاح است ، در انتقاد مخرب هدف انتقاد، تخریب و تضعیف شخصیت است .
* انتقاد سازنده ، در خلوت (تنهایی) انجام می شود، انتقاد مخرب در حضور دیگران انجام می شود .
* انتقاد سازنده ،باتوجه به ظرفیت روانی همسر انجام می شود ، انتقاد مخرب بی توجه به ظرفیت روانی همسر انجام می شود .
* انتقاد سازنده با عبارات پیشنهادی ارائه می شود، انتقاد مخرب با عباراتی تحکمی وآمرانه ارائه می شود.
* انتقاد سازنده ، صرفا از رفتار و کار خطابه عمل می آید، انتقاد مخرب ، متوجه تمام شخصیت خطا کار می گردد .
* انتقاد سازنده ، بدون توهین و تحریک عصبی انجام می شود ، انتقاد مخرب با توهین و تحریک عصبی همراه است .
*در انتقاد سازنده انتقادگر ، فرصتی برای جبران به انتقاد شنونده می دهد ، در انتقاد مخرب انتقاد گر ، هیچ گونه فرصتی نمی دهد.
* انتقاد سازنده ، از یک جنبه مثبت طرف مقابل آغاز می شود،انتقاد مخرب بلافاصله از یک جنبه منفی طرف مقابل آغازمی شود.
* در انتقاد سازنده روش انتقادگر، عیب پوشی و راز داری است ، در انتقاد مخرب روش انتقادگر ، عیب جویی و افشای راز است.
همسرداری مهارتی است که زوجین با شناخت خصوصیات اخلاقی یکدیگر مانند حساسیتها، توانمندیها و تفاوتهای اخلاقی میتوانند به نیازهای طرف مقابل پاسخ دهند، طوری که هر دو احساس رضایت خاطر نموده و به آرامش نسبی دست یابند و این موفقیت زمانی اتفاق میافتد که به کلیدهای برقراری ارتباط با همسر خود توجه کنید. در ادامه مطلب کلیدهای برقراری ارتباط مستقیم را به بانوان ارائه مینماییم و امیدواریم با بکارگیری آنها حالاتی نظیر امنیت، آرامش، دوستی و صمیمیت متقابل در زندگی زوجین برقرار شود.
سعی کنید جذاب باشید
زنانه رفتار کنید؛ با تمام دلسوزیها، مهربانیها و شفقتهای مخصوص این جنس، مردها نمیخواهند که همسرشان با آنها رفتار مردانهای داشته باشد. جذاب لباس بپوشید. اگر خانهدار هستید، تمام طول روز را با لباس خواب خود سپری نکنید. زیبا لبخند بزنید. به فکر تناسب اندام خود باشید تا برای فرزندانتان نیز مادر سالمتری باشید. حالتها و عادات ناخوشایند را در خود از بین ببرید؛ مثلا خیلی بلند نخندید، بلند حرف نزنید مثل فیل راه نروید و آه و ناله نکنید.
موهای خود را شانه بزنید و هر روز چند بار این کار را انجام دهید.
جذاب به نظر برسید و از او دلربایی کنید. مواظب پوست خود باشید؛ به خصوص پوست صورت. صورت شما مرکز اصلی توجه است.
از همسرتان قدردانی کنید
به تمام حق و حقوق هم احترام بگذارید. وقتی همسرتان به خانه میآید، دوان دوان به استقبالش بروید، به او لبخند بزنید و به گرمی از او استقبال کنید. طوری رفتار کنید که او باور کند از نظر زیبایی، هوش و … مقبول و دلخواه شماست. اعتماد به نفس او را تقویت کنید. به او بگویید که بهترین همسر دنیاست. با خانوادهاش ارتباط تلفنی برقرار کنید. با صداقت از او به خاطر اینکه شما را حمایت مالی میکند، تشکر کنید؛ هر چند که این کار وظیفهاش است. به خاطر داشته باشید که همسرتان نیز احساس دارد؛ بنابراین به احساساتش توجه کنید. پختن غذاهای مورد علاقهاش را یاد بگیرید. همیشه او را مطمئن کنید که چیزی برای شام در خانه هست.
به سرگرمیهای او علاقه نشان دهید. به همسرتان بگویید که چقدر دوستش دارید. بگذارید او بداند به خاطر زحماتی که میکشد، قدر دانش هستید. به این ترتیب او با روحیه بهتری به محل کارش میرود.
این کارها را انجام ندهید
به محض ورود همسرتان به خانه، با انواع مشکلات به استقبال او نروید. بگذارید کمی خستگی در کند. هرگز از او نپرسید به چه چیزی فکر میکند؟ از غرولند کردن، به خصوص نق زدنهای بیدلیل خودداری کنید. راجع به همسرتان با هر کسی که برخورد میکنید، حرف نزنید. برای حل مشکلات و مسائل مربوط به زناشویی خود بهتر است از مشاور کمک بگیرید. هرگز به او نگویید «داری منو عصبانی میکنی» یا «این کارت اعصابم را خرد میکند.» خشم، عصبانیت و ناراحتی خود را به شکل عملی نشان دهید، نه با کلام. اگر همسرتان در انجام کاری ناتوانتر از شماست و شما بسیار بهتر از او میتوانید آن کار را انجام دهید، از انجام آن در کنار او خودداری کنید. سعی کنید به خاطر چیزهای کوچک و کماهمیت عصبانی نشوید. هرگز از او پیش دوستان و نزدیکانتان بدگویی نکنید. روزی که آنها دیگر با شما موافق نباشند، بابت این مساله تاوان سنگینی پرداخت خواهید کرد. بدون هماهنگی با همسرتان خانه را برای ساعتهای طولانی ترک نکنید. وقتی که خواب آلوده و خسته است راجع به چیزهای بسیار مهم با او حرف نزنید. بحثهای حقیقی را به زمان مناسبتری موکول کنید. سعی کنید بیش از حد به خرید نروید و بخشی از پولهایتان را پسانداز کنید. اگر از روابط زناشویی خود با همسرتان راضی نیستید، این موضوع را با او در میان بگذارید. اجازه ندهید مسائل کوچک با گذشت زمان بزرگتر، حادتر و لاینحلتر شوند. هرگز همسر خود را با سایر مردها و همسران دوستان خود مقایسه نکنید. این کار بسیار مخرب است و زندگی مشترکتان را ویران میکند.
منطقی و عاطفی باشید
خانه را تمیز نگاه دارید؛ دستکم در حدی که او انتظار دارد. گاهی اوقات کارهای بسیار ساده خانه را به او بدهید که انجام دهد و سپس به خاطر آن از او تشکر کنید. این کار او را تشویق میکند تا در انجام کارها و کمک به شما مصممتر شود. وقتی که در حال صحبت راجع به موضوعی خستهکننده با شماست، به حرفهایش گوش دهید و یا لااقل وانمود کنید که کاملا گوش میدهید. گاهی اوقات با پرسیدن یک سوال، علاقه خود را به شنیدن ادامه حرفهایش نشان دهید. اگر سرحال نباشد، به او فرصت دهید تا از لاک خود بیرون آید. به هنگام ناراحتیهایش به او امید بدهید. اگر عصبانی شد، بگذارید با فریاد کشیدن خود را خالی کند. وقتی که کاملا آرام گرفت، شما میتوانید حرفهایتان را به او بگویید. گاهی اوقات با دادن یک هدیه کوچک او را متعجب کنید. حتی اگر هدیه شما چیزی باشد که او واقعا نیاز دارد. در روابط خصوصیتان اوقات خوشی را با او سپری کنید. گاهی اوقات یک بعدازظهر عاشقانه را بدون حضور بچهها با او سپری کنید. اگر گاهی اوقات ناهار همسرتان را شما تهیه کرده و به او میدهید تا در محل کارش بخورد، میتوانید یک پیغام عاشقانه یا یک بیت شعر زیبا نیز در کنارش بگذارید. اگر ناهار او را خودتان تهیه نمیکنید، چنین پیغامی را به شکلی دیگر به او برسانید؛ مثلا در جیب کت یا لباس یا در داشبورد ماشینش بگذارید. با مادر همسرتان نیز به اندازه مادر خودتان مهربان باشید.
به فکر شادی همسرتان باشید
اجازه دهید گاهی اوقات بدون احساس شرمندگی یا عذاب وجدان با دوستانش خوش بگذارند؛ به خصوص اگر دوستانش مردان خوبی باشند. هر خواستهای که از او دارید، بدون رودربایستی به او بگویید و صبر نکنید او خواستههای شما را حدس بزند. باید تمرین کنید روابط عاطفی خوبی با هم داشته باشید. با هم شوخی کنید. اگر ذاتا شوخطبع نیستید، از برخی کتابها و اینترنت استفاده کنید و تعدادی جوک با مزه یاد بگیرید. از زمان عاقلانه استفاده کنید. اگر خانهدار هستید، سعی کنید همواره روابط اجتماعی و فعال خود را حفظ کنید. این کار باعث شادی شما میشود و این شادی به همسرتان نیز انتقال مییابد. تمام این کارها را بدون هیچگونه انتظار چشمداشتی انجام دهید تا از نتایج آن در زندگی بهرهمند شوید. زن و شوهر باید بسیار منطقی و معقول راجع به آنچه دوست دارند و آنچه که دوست ندارند، راجع به خواستههایشان و بسیاری چیزهای دیگر با هم صحبت کنند. طوری با او حرف نزنید که گویی نوکر و خدمتکار شماست! گاهی اوقات با همسرتان یک مسابقه بگذارید و طوری وانمود کنید که او پیروز است؛ حتی اگر حقیقتا هم اینگونه نباشد. لباسهایش را مرتب بشویید و اتو کنید تا همیشه با طراوت و تمیز به نظر برسد. او را تشویق به انجام کارهای خوب کنید.
عجله نکنید و صبر داشته باشید
از خدا بخواهید که به شما قدرت بیشتری بدهد و پایههای عشق و زندگیتان را تقویت کند. از او بخواهید که احساس بین شما و همسرتان را روز به روز افزایش دهد. با آنچه که دارید، خوشبختی را حس کنید. هیچکس و هیچ وضعیتی مطلق نیست. اگر در پی کمال هستید، باید صبور باشید. به خدا توکل کنید، خدا را دوست داشته باشید و رابطه خود را با خدا بهتر و عاشقانهتر کنید و به خاطر داشته باشید که خدا نیز شما را دوست دارد. وقتی خدا شما را دوست بدارد، تمام کائنات شما را دوست خواهند داشت. ناملایمات را صبورانهتر تحمل کنید و بیتابی نکنید. به نیازهای همسرتان توجه کنید. یکدندگی و لجبازی نکنید و بالاخره طوری رفتار کنید که گویی همسرتان یک سوپرمن واقعی است.


آیا لازم است به همسرمان اجازه بدهیم پیامک ها و ایمیلهایمان را بخواند؟
آیا متقابلاً باید پیامک ها و یا ایمیلهای او را بخوانیم؟
آیا کارهایی از این قبیل نشان دهنده ضعف ارتباط و عدم اعتماد به طرف مقابل است؟
تکنولوژیهای جدید به افراد اجازه میدهد به راحتی و بدون ترس از لو رفتن به همسرشان خیانت کنند. دیگر کسی نیازی به تلفنهای ثابت ندارد و میتواند اطلاعات خصوصی خود را در موبایل یا اینترنت ذخیره کند. بنابراین احتمال لو رفتن به اندازه ای نیست که قبلاً بود. همه میتوانند سریعاً با تلفن همراه خود پیامک بدهند، یا پشت کامپیوتر یا لپ تاپ بنشینند و ایمیل ارسال کنند. وجود امکاناتی مثل رمز عبور احتمال لو رفتن را تا حد بسیار زیادی کاهش داده است.
همه اینها دلایلی است که باعث میشود بعضی از همسران چک کردن تلفن و کامپیوتر همسر خود را الزامی بدانند. خیلیها با دیدن موبایل همسرشان که در اتاق جا گذاشته شده نمیتوانند در برابر وسوسه چک کردن و مطمئن شدن دوام بیاورند.
البته تکنولوژی همیشه قابل اعتماد نیست، مثلاً همه ما ماجراهایی راجع به پیامک های اشتباهی شنیدهایم که اشتباهاً برای دیگری ارسال شدهاند!
نکته جالب این است که بسیاری از زنان و مردان " کنجکاو "، دلیلی برای شک کردن به همسرشان ندارند. در واقع نیازی که این افراد به چک کردن تلفن همسرشان احساس میکنند، نیازی ناسالم است. بعضی روان شناسان میگویند چنین نیازی نشان دهنده تجارب تلخ گذشته و ضربه ای است که این افراد در روابط عاطفی پیشین خود تجربه کردهاند.
بعضی از افراد همیشه بدون دلیلی خاص به چک کردن میپردازند، و بعضی دیگر با مشاهده یا احساس تغییری (اگر چه کوچک) در رفتار همسرشان، شروع به چک کردن میکنند.
به عبارت دیگر، وقتی خانم یا آقایی تلفن همراه یا ایمیل همسرش را چک میکند، ممکن است دلیلی برای این کار داشته یا نداشته باشد. اگر کسی دلیلی برای این کار نداشته باشد ولی همچنان به چک کردن ادامه بدهد، ممکن است هنوز تحت تاثیر شکستهای قبلی و روابط ناموفق گذشته باشد.
ولی همه این موارد از راه های دیگری نیز انجام پذیرند.
اگر شما یا همسرتان احساس میکنید که به چک کردن پیامک ها یا ای میلهای دیگری نیازمندید، راجع به آن با هم صحبت کنید. کنجکاوی و تجاوز به حریم شخصی میتواند رابطه همسران را در معرض خطر قرار دهد.
اما خواندن ایمیلها و پیامک های همسر خطر دیگری هم دارد، به این معنا که یک همسر شکاک چیزهایی را میبیند، و چیزهایی را حس میکند که واقعاً وجود ندارند. یک علامت یا اشاره کافی است تا چنین کسی مطمئن شود که همسرش در حال خیانت کردن است.
مثلاً لحن اکثر افراد در پیامک ها، غیر رسمیتر از برخوردهای رو در رو است. گاهی خواندن پیامکی که شوخ و غیر رسمی به نظر میرسد باعث ایجاد سوءتفاهم میشود. به خصوص که افراد شخصیتها و برداشتهای متفاوت دارند و میتوانند یک جمله را به شکلهای گوناگون تفسیر کنند.
گاهی حتی یک علامت تعجب یا خنده میتواند معنای نادرستی را به ذهن تداعی کند.
منبع : زندگی ایده آل
وقتي حرف هاي دونفره تان ته مي کشد
خانمي با خوشحالي از سر کار به خانه مي آيد به شوهرش خبرهاي خوبي بدهد. وقتي به خانه مي رسد با هيجان به شوهرش اطلاع مي دهد که در شغلش ترفيع يافته است و مي خواهد جزئيات را مو به مو با او در ميان بگذارد. اما شوهر، طبق معمول تمايلي به صحبت کردن و يا شنيدن نشان نمي دهد. او تنها لبخندي مي زند و تبريک مي گويد و سپس به سراغ کارهاي خود مي رود.
زن براي هزارمين بار از خود مي پرسد که چرا او و شوهرش خيلي کم با هم حرف مي زنند و چرا او تمايلي ندارد در مورد ارتقاي شغلي من بيشتر بداند: «من مي دانم که او به من اهميت مي دهد و از پيشرفت من خوشحال مي شود. هر وقت از او مي پرسم آيا مشکلي وجود دارد، مي گويد نه، همه چيز عالي است، اما به گمان من اين طور نيست. در حقيقت، سکوت او به شدت بر رابطه ما تأثير گذاشته. من احساس آزردگي، عصبانيت و گيجي مي کنم.»
سکوت شايد بدترين مشکلي باشد که يک زوج خوشبخت مي توانند با آن مواجه شوند. مشکلي که در نگاه خيلي ها مشکل به حساب نمي آيد اما مي تواند کيفيت زندگي را 50 تا 70 درصد کاهش دهد. اگر تازه ازدواج کرده ايد و هنوز در دوران پر شر و شور نامزدي به سر مي بريد ممکن است خيلي با اين موضوع درگير نشده باشيد اما اين به معني آن نيست که هيچ وقت با چنين مشکلي رو به رو نخواهيد شد. پس لازم است قبل از رو در رو شدن با اين مشکل آمادگي هايي را کسب کنيد:
طي دوران رشد، دختران براي اين که احساساتشان را بروز دهند
تشويق مي شوند و پسران مي آموزند که اين کار زنانه، بيهوده و
بي نتيجه است. بنابراين، مردان با در خود فرو رفتن به اين فکر مي کنند
که براي مواجهه با مشکل چه راهکارهايي وجود دارد
در آغاز رابطه، مرد بيشتر صحبت خواهد کرد تا خواسته هاي خود را اعمال کند. سپس، به تدريج، صحبت هاي او کمتر و کمتر مي شود. اما زن هنگامي که با مردي احساس راحتي کند، بيشتر صحبت مي کند. يکي از عمده ترين دلايلي که زنان و شوهرانشان در ارتباط برقرار کردن با همديگر مشکل دارند اين است که آنها تصورات متفاوتي از موضوع صحبت خود دارند. در ادامه سه شکايت رايج تري که زنان در اين مورد دارند ذکر مي شود.
در مورد احساساتش حرف نمي زند
برخي زن ها مي گويند که نامزد يا همسرشان هنگامي که ناراحت يا افسرده اند صحبت نمي کنند. اين سکوت براي زنان کشنده است، زيرا به فکر فرو مي روند که چه مشکلي پيش آمده است. روان شناسان مي گويند که اين به طور طبيعي اتفاق مي افتد. زيرا پسران و دختران در طول دوران رشد مي آموزند که هيجاناتشان را به طور متفاوتي ابراز کنند. رابرت مي هي، روانشناس، مي گويد طي دوران رشد، دختران براي اين که احساساتشان را بروز دهند تشويق مي شوند و پسران مي آموزند که اين کار زنانه، بيهوده و بي نتيجه است. بنابراين، مردان با در خود فرو رفتن به اين فکر مي کنند که براي مواجهه با مشکل چه راهکارهايي وجود دارد.
پيگير حرف نمي شود و گفت و گو را ادامه نمي دهد
نوع گفت و گوي زنان که گفت و گوي آزاد است اغلب باعث مي شود که مردان دنبال حرف را نگيرند. زنان به جزييات شخص علاقه مندتر هستند. آنها از شوهرانشان انتظار دارند در اين نوع گفت و گو شرکت کنند، اما اغلب مردها نمي دانند چگونه مي توانند اين کار را بکنند براي مرد صحبت صميمي به معناي حرف زدن از احساسات و جزئيات شخصي نيست. مرد تمايل دارد در مورد مباحث تکليف محوري مثل فرستادن بچه ها به دانشگاه و افزايش ماليات و حقوق بحث کند. او نمي تواند به موضوعي بپردازد که نمي تواند بر آن تأثير بگذارد.
با همه صحبت مي کند جز من
برخي زن ها گله مي کنند هنگامي که شوهرانشان از سر کار به خانه مي ايند، به آنها مي گويند حوصله صحبت کردن ندارند، چون خيلي خسته اند اما اگر همان موقع يک دوست با آنها تماس بگيرد، زمان زيادي با او صحبت مي کنند. براي زن گفت و گو نشان دهنده دلبستگي، علاقه و محبت است. اما براي مرد گفت و گو کار است، زيرا آنها از آن براي تحت تأثير قرار دادن ديگران و بازگو کردن اطلاعات استفاده مي کنند. در خانه آنها تمايل دارند آرامش داشته باشند و دوست ندارند بحث کنند. زنان و مردان به رغم ديدگاه هاي متفاوتشان، مي توانند مشکلات ارتباطي شان را حل کنند. پس براي اين که شوهرتان با شما درد دل کند اين راهبردها را به کار گيريد:
ـ زمان مناسبي را براي گفت و گو انتخاب کنيد: اين مسأله بسيار مهم است. شما ممکن است که بسيار علاقمند باشيد که بعد از بازگشت از کار، با شوهرتان صحبت کنيد، اما او در آن موقع نياز به آرامش داشته باشد. پس بهترين راه اين است که بعداً گفت و گو کنيد.
ـ در مقابل سکوت شوهرتان سکوت نکنيد: گاهي اوقات سکوت مرد باعث ايجاد احساس ناکامي و عصبانيت در زن مي شود. براي اجتناب از اين موقعيت، موقعي که شوهرتان پاسخ نمي دهد سکوت نکنيد. به او بگوييد: «مي تواني به من بگويي چرا براي تو سخت است بگويي به چه فکر مي کني؟» اگر او باز هم پاسخ نداد، راحت از کنار سکوتش رد نشويد. به او بگوييد تمايل داريد در مورد آينده صحبت کنيد. او را متوجه کنيد که شما انتظار شنيدن پاسخ داريد.
براي زن گفت و گو نشان دهنده دلبستگي، علاقه و محبت است. اما
براي مرد گفت و گو کار است، زيرا آنها از آن براي تحت تأثير قرار دادن
ديگران و بازگو کردن اطلاعات استفاده مي کنند
ـ جزييات را بپرسيد: سؤالات دقيق بپرسيد. اين گونه سؤال نکنيد که «امروز کار چطور بود؟» زيرا او مي تواند در يک کلمه جواب بدهد که عالي بود يا افتضاح بود. در مقابل، از جزئيات کارش سؤال کنيد. مشخص تر شدن سؤال باعث مي شود که او با احتمال بيشتري به سؤال شما به طور جزئي و با دقت پاسخ بدهد.
ـ مراقب اشاره هاي غير کلامي تان باشيد:
اگر شما هنگام صحبت کردن کتاب ورق بزنيد، کار را براي اين که شوهرتان ساکت بماند آسان کرده ايد. براي بهتر شدن گفت و گو سعي کنيد حالت چهره تان خنثي باشد، بدنتان آرام و لحن صدايتان نه بسيار بلند باشد، نه بسيار آرام.
ـ علائق مشترکتان را توسعه دهيد: زوج هايي که همه توجهشان را بر بچه ها يا کارشان متمرکز مي کنند اغلب در مي يابند که بسيار کم با همديگر صحبت مي کنند. شرکت در فعاليت هاي متفاوت و جديد از جمله پياده روي و مسافرت همراه با همسرتان باعث مي شود که شما به مقدار بسيار بيشتري با همديگر صحبت کنيد.
ـ با دقت گوش دهيد: هنگامي که شوهرتان صحبت مي کند، به حرف هاي او توجه کنيد و اجازه ندهيد ذهنتان منحرف شود. مهارت هاي گوش فرا دادن فعال را به کار ببريد. چيزي را که شوهرتان مي گويد به زبان خودتان بازگو کنيد. هنگام صحبت او مخالفت نکنيد و وسط حرف هايش نپريد. گوش فرا دادن فعالي مي تواند به او کمک کند تا راحت باشد.
ـ منصفانه بحث کنيد: اکثر زوج ها نمي دانند که چگونه بحث سالمي داشته باشند. بسياري از مردان تلاش مي کنند به طور کلي از بحث کردن اجتناب کنند، زيرا مي ترسند که اين بحث تبديل به يک مشاجره توان فرسا شود. براي مقابله با اين مسأله ياد بگيريد که سازنده بحث کنيد. از به کار بردن الفاظ منفي، جملاتي که با «تو هرگز ...» يا «تو هميشه ...» شروع مي شوند، ايجاد احساس گناه و دوباره مطرح کردن اشتباهات گذشته اجتناب کنيد. در مورد اين که اکنون چه احساسي داريد صحبت کنيد و به نقشتان در بروز مشکل اشاره کنيد. همه تقصيرها را به گردن شوهرتان نيندازيد؛ حتي اگر فکر مي کنيد واقعاً در اين مورد خاص او مقصر است.
ـ از مشاوران و روانشناسان کمک بگيريد: اگر شما راهبردهاي بالا را به کار گرفتيد اما هنوز مشکل وجود دارد، سراغ مشاور برويد.
بخش کلوب ازدواج تبيان
چند توصیه به آقایان برای حمایت عاطفی از همسرانشان
اگر می خواهید همسرتان همواره زنی با طراوت وسرزنده و مادری سنجیده ومهربان باشد تصور نکنید
که مجبورید بهای سنگینی را برای حصول این نتیجه بپردازید. فقط کافیست روزانه دقایقی به دقت به
حرفهای او گوش فرا دهید. دراین شرائط طبیعی ترین کاری که او خواهد کرد همان صحبت کردن است.
دراین مواقع برای اینکه همسرتان احساس کند که مورد پذیرش بیشتری است ، بهتر است چند توصیه
زیر را رعایت کنید:
1- وقتی احساس می کنید همسرتان ناراحت است، منتظر حرف زدن او نمانید. اگر شما آغاز گر حرف
باشید، 50 درصد ناراحتی اش را از بین می برید.
2- وقتی به او اجازه صحبت می دهید ، بدانید ناراحت شدن ازاینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمی کند.
3- از قطع کردن سخن او اجتناب کنید.
4- وقتی نمی دانید که چه بگویید ، حرفی نزنید. اگر نمی توانید حرف مثبتی بزنید و یا اگر نمی توانید
جانب احترام را بگیرید، ساکتبمانید.
5- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سئوال او را به صحبت تشویق کنید.
6- احساسات او را اصلاح نکنید و در مقام داوری برنیایید .
7- تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنید. واکنش نشان ندهید چراکه اگر حتی برای لحظه ای کنترل خود را از دست بدهید، بازنده می شوید.
چه جوری بگم بهتره؟
چیزی به عنوان رابطه ی بدون تعارض وجود ندارد. تعارض و اختلاف بخشی از زندگی است و بهعنوان واقعیت هر رابطهای وجود دارد و ضرورتاً بد نیست.
در حقیقت، یك رابطهای كه در ظاهر بدون تعارض است، ممكن است ناسالمتر از یك رابطه ی همراه با تعارضات و اختلافات مكرر باشد.اختلافات یا تعارضات، رویدادهای انتقادیای هستند كه میتوانند رابطه را تضعیف یا تقویت كنند.
تعارضات میتوانند سودمند، موجب درك عمیقتر و نزدیكی و احترام بیشتر بین زن و مرد نسبت به یكدیگر شوند. اما در عین حال میتوانند مخرب، موجب آزردگی، خصومت و جدایی نیز شوند.
الگوهای حل اختلاف
اكثر افراد ترجیح میدهند كه تسلیم شوند تا اینكه با تعارضات درگیر شوند؛ به این صورت كه آنها وجود تعارض و اختلاف در رابطهشان را انكار میكنند. برخی از افراد ترجیح میدهند كه طرف مقابل را مقصر جلوه دهند و از دست او عصبانی میشوند.
برخی رقابتجو هستند و میخواهند در مشاجراتشان برنده شوند. آنها از قدرت و تأثیرشان بر همسر خود برای كنترل و رسیدن به خواستهشان استفاده میكنند.
برخی به نظر میرسد كه با یكدیگر به توافق میرسند، اما به طرزی زیركانه كوشش میكنند تا در بیشتر مسائل برنده شوند. تعدادی از افراد میتوانند خشم و حس رقابتجوییشان را در رابطه كنترل كنند و صادقانه به دنبال مطلوبترین راهحل برای هر دو نفر میگردند.
چند راه حل ...
برد- برد:
بیشتر اختلافات در مواردی است كه بیشتر از دو راه، برای انتخاب كردن دارند. اگر شما آنچه را كه همسرتان میخواهد نمیخواهید انتخاب كنید و همسرتان نیز انتخاب شما را نمیپسندد، با قدری تلاش بیشتر قادر خواهید بود كه راه و چاره دیگری را بیابید كه هر دو آن را بخواهید و دوست داشته باشید.
بدون باخت:
هنگامی كه نمیتوانید یك راه حل جایگزین بیابید كه هر دو را دوست داشته باشید به دنبال انتخابی باشید كه نسبتاً برای هر دو مورد قبول باشد یا اینكه برای رسیدن به یك توافق خوشایند با یكدیگر مذاكره كنید.
برد- باخت به صورت مساوی:
هنگامی كه اختلاف شدیدی بر سر موضوعی است كه تنها دو انتخاب دارد، یعنی یك طرف چیزی را میخواهد و طرف مقابل آن را نمیخواهد. در اینجا یك برنده و یك بازنده وجود دارد. اگر شما با همدیگر صادق باشید و معمولاً نیمی از اوقات، انتخاب را در این موارد به طرف مقابل واگذار كنید، برای هر دوی شما كار سادهتر خواهد شد.
زیرا بازنده اطمینان خواهد داشت كه دفعه ی دیگر، انتخاب او ملاك قرار خواهد گرفت.درك حل سالم اختلافات از لحاظ نظری آسان است، اما استفاده و كاربرد آن به صورت مداوم و پیوسته آسان نیست. البته، هنگامی كه اعتماد بین دو طرف و همچنین مهارتهای ارتباطی گستردهتر شود، این كار آسانتر خواهد شد.
زن و مرد میبایست به اختلافاتشان به عنوان مشكلی كه برایشان قابل حل است، بنگرند، نباید به دنبال بهترین راه حل برای خود باشند بلكه بایستی به دنبال بهترین راه حل برای هر دو باشند. هریك از آنها بایستی در یافتن راهحلهایی كه منصفانه و قابل قبول برای هر دو است، فعالانه شركت كنند.
اگر شما دیدگاه همسرتان را نادیده بگیرید یا كوچك بشمارید و بیاثر كنید یا اینكه دیدگاه خودتان را دنبال كنید، به رابطهتان آسیب خواهید رساند.
نبود حساسیت، توجه و احترام شما به دیدگاه همسرتان موجب آسیب رابطه خواهد شد و همچنین اگر از ترس و قدرت برای به كرسی نشاندن حرفتان استفاده كنید، رابطه شدیداً خدشهدار خواهد شد.
اگر دائماً سعی میكنید كه همسرتان را با ارضاء تمامی نیازهایش شاد نگه دارید و از تعارض اجتناب كنید نیز به رابطهتان آسیب خواهد رسید. شما با این كار، ناخواسته به همسرتان یاد دادهاید كه به نیازهای شما بیتوجه باشد.
نگرشهایی برای رفع تعارض
با اصلاح وضع روحیتان شروع كنید. با تعارضات به عنوان دو شخص همتا كه برای حل یك مشكل با همدیگر تلاش میكنند، برخورد كنید. زیاد با خواستهها و نیازهای موقتی و آنیتان درگیر نشوید، زیرا نیاز بسیار مهم داشتن یك رابطه ی سالم و طولانیمدت را فراموش خواهید كرد. اگر بسیار خشمگین یا ناراحت هستید، سعی كنید احساساتتان را كنترل كنید و قبل از پرداختن به موضوع خود را آرام كنید.
كنترل تعارض با شخصی كه دوستش دارید و میخواهید كه یك رابطه ی طولانیمدت و خوب را با او داشته باشید، از مذاكره با كسی كه نگران نیازهای شما نیست مانند یك فروشنده، متفاوت است.
هر دو باید پذیرا و صادق باشید و به همدیگر احترام بگذارید.اعتماد متقابل، هسته ی ضروری موضوع در یك رابطه سالم و طولانیمدت است. وقتی به همدیگر اعتماد ندارید راهی وجود ندارد كه بتوانید یك رابطه ی سالم داشته باشید.
هیچیك از دو طرف نباید كاری انجام دهند كه این اعتماد تضعیف شود. به یاد داشته باشید كه صداقت با اعتماد همراه است و اعتماد به كسی كه صداقت ندارد، بسیار دشوار است. داشتن یك نگرش منفی و بدگمانانه برای این فرآیند مضر است.
مثلاً باور این مسئله كه حتماً میبایستی در مشاجره برنده شوید و همچنین احساس برتری یا حقارت نسبت به طرف مقابل، دیدگاههای مضری هستند.
مراحل حل اختلافات
ابتدا مشكل را مشخص كنید. برای درك مشكل، تعارض، نیازها و نتیجه مورد دلخواه هر دو طرف با همدیگر گفتوگو كنید. برای یكدیگر، دقیقاً آنچه تعارض یا مشكل را شامل میشود، تشریح كنید.
مرحله اول این است كه شما آنچه میخواهید را بگویید و آنچه را كه همسرتان میخواهد بشنوید. هدف در این مرحله، این است كه هریك از شما آنچه میخواهد را آشكارا بیان كند و آنچه دیگری میخواهد را درك كند. در گفتوگوی با هم، از سرزنش كردن یكدیگر بپرهیزید. همچنین، از مهارتهای گوش دادن فعال در زمانی كه به نظرات همسرتان گوش میدهید، استفاده كنید.
سپس، چند راه حل مناسب را طرح كنید. بر روی راهحلهایی فكر كنید كه هر دو بر روی آن توافق دارید.تا زمانی كه هر راهحل، تنها به عنوان یك پیشنهاد است، از ارزیابی و قضاوت اجتناب كنید.
پس از این مرحله، راهحلها را ارزیابی كنید. به هر راهحل پیشنهاد شده توجه كنید و آنهایی را كه برای هریك از شما قابل قبول نیست حذف كنید. سپس، راهحلها را به یك یا دو راهحل كه به نظر میرسد برای هر دوی شما بهترین است، محدود كنید.
در این مرحله، هر دو میبایست صادق باشید و آنچه را كه به نظرتان غیرمنصفانه و آزاردهنده میباشد به یكدیگر بگویید. پس از آن، بهترین راهحل را انتخاب كنید. راهحلی را انتخاب كنید كه متقابلاً برای هر دو قابل قبول است. یقین حاصل كنید كه یك تعهد دوجانبه برای این تصمیم وجود دارد.راه حل را اجرا كنید.
رسیدن به تصمیم یك مسئله است و انجام دادن آن چیز دیگری است. گاهی اوقات ضروری است كه در مورد چگونگی اجرای آن با همدیگر صحبت كنید و مشخص سازید كه چه كسی مسئول انجام چه چیزی در چه هنگامی است؟
ارزیابی راهحل انتخاب شده را در طول اجرای آن، فراموش نكنید. پس از طی زمان، ممكن است میزان توافق بر سر راهحلها به آن اندازهای نباشد كه در ابتدا وجود داشت. به صورت منظم و همیشگی از همسرتان بپرسید كه راهحل تعیین شده چگونه است و چه احساسی در مورد آن دارد.
ممكن است در انتخاب راهحل، مسئلهای نادیده گرفته شده باشد یا چیزی به اشتباه تشخیص داده شده باشد یا یك مورد غیرمنتظره اتفاق بیفتد. هر دو بایستی درك كنید كه تصمیمات گرفته شده، همیشه به روی بازبینی و تجدید نظر باز هستند، اما این تغییرات بایستی به صورت دوجانبه اعمال شود؛ همانگونه كه در تصمیمگیری اولیه بود.
مواردی كه در زندگی زوجین سبب اختلاف می شود در ادامه............................
خانواده یک پدیده اجتماعی است و این پدیده معلول جذب و انجذاب زن و مرد است ، در حقیقت این جاذبه و کشش است که عامل بقا و استمرار و حفظ پیوند در خانواده شده است . در ادامه..........
ساعت از 3بعدازظهر گذشته بود که صدای گریه بیامان، سکوت این ساعت از روز را شکست.
صدا چنان مضطرب و پریشان بود که هرچند از پنجره به بیرون سرک نکشیدم و چیزی ندیدم اما شک نداشتم که این گریه بیامان و غمگین توجه همه همسایهها را جلب کرده است. صدا کمکم بالاتر رفت و تبدیل به جنجالی تمام عیار شد. روانشناسان دلایل متعددی را برای جر و بحث زوجها عنوان میکنند اما معتقدند برخی دلایل، بیش از علتهای دیگر باعث جر و بحث میان زوجها میشود. اما آیا میتوان ریشه این جنجالهای زناشویی را شناخت و مانع از بروز آن شد؟ شک نکنیم حل هر مخالفت و جنجالی میتواند ما را یک قدم بههم نزدیکتر کند.
همانطور که گفتیم روانشناسان دلایل مختلفی را برای جر و بحث میان زوجها بیان میکنند و معتقدند در سالهای نخست ازدواج هر تفاوت دیدگاه و اختلاف نظری دلیلی برای جر و بحث است. از مهمترین دلایل مشاجره بین زوجها میتوان به این موارد اشاره کرد: مشکلات اقتصادی، روابط زناشویی ناموفق، مشکلات کاری، بحث سر فرزندان و تقسیم وظایف منزل نخستین دلایل جر و بحث بین زوجها است. اختلافنظر و ناهماهنگی عقاید رتبه دوم علل مشاجره بین زوجهاست. اکثر زوجها ظرافتهای «صحبت کردن با هم» را بلد نیستند و همین مسئله باعث جر و بحث و اختلاف آنها میشود. باید یاد بگیریم که حرف یکدیگر را بشنویم و درست با هم صحبت کنیم. زمینه ارثی یا مشکلات روحی- روانی دوران کودکی. افرادی که در کودکی جدایی والدین، فقر فرهنگی یا اقتصادی خانواده، آزارهای روحی- روانی را تحمل کردهاند، در بزرگسالی به افرادی عصبی و ناآرام تبدیل میشوند.این افراد نمیتوانند ارتباط خوبی با همسرانشان داشته باشند. دلایلی مانند فراموش کردن تاریخ تولد همسر، سالگرد ازدواج و اتفاقاتی از این دست آخرین دلیل مشاجره بین زوجهاست.
در دامه................
یک رابطه موفق زناشویی نه تنها به چگونگی تقسیمکارهای خانه بین یک زوج، بلکه به چگونگی بیان سپاسگذاریشان از یکدیگر بستگی دارد.
خطاب به مردها: