نعت در وصف رسول الله صل الله علیه و سلم
شوم قربان گیسویش ،نه سبط نه شانه بندی
به آن مژگان بر گشته ،دو ابرو در بلندی
ثنایا لولوئی گردد، زند هردم که لبخندی
زبانش چون گهر ماند ، شود دورش صدف بندی
لبش مثلی اناری است، دو رخ سیب ثمرقندی
عجب حسن خداداده، زرویش نور میبارد
مقام و منزلت بالا، زالله او خبر آرد
دهن چون باز میدارد ، زبان او گهر بارد
به مثل او کسی نبود ، که او خلق دگر دارد
عجب خوش قامت و قدّی که مائل بر بلندی
چنان کفار بد فرجام ، به او ظلم و ستم کردند
شدند سدّی به راه او ، که قلبش پر زغم کردند
اهانت بی عدد بودش ، شکنجه دم به دم کردند
به طائف غرق خون گشت آخر ستم را روی هم کردند
ربود دین خداوندی ، زاخلاقش ظفرمندی
اگر خواهی شناسائی کنی برنام همان سرمد
که بود اندر فراز آسمان ها نام او احمد
نهادند نام پاکش را ، در این دنیا محمد
شده محمود درجنت ، مقامی داده است اصمد
شفیع ما که اوباشد همه داریم رجامندی
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ساعت 23:43 توسط رجاء
|