ای خالق ارض وسماء، گوئیم ثناء سبحان ما

سر چمه ای عدل و وفاء، دائم بقا سبحان ما

وصفت بود لازم به ما، الله ما رحمان ما

ای منبع جود و سخاء، بنما صفا وجدان ما

 

عالم بیفتد در ثناء گوید خدا شریان ما

 

چونکه تو بودی در ازل، قدرت زتو باری تعال

جز تو همه فانی بود، ای حق تو هستی لایزال

ما جمله بودیم درعدم، واجب! تو بودی ذوالجلال

ما ممکنیم اندر وجود, با اذن تو ایندم فعال

 

وصف و ثنائت یا اله، باشد به ما ایمان ما

 

در حمد تو ما نا توان، بسته شود یکدم زبان

خواهیم ثنائت را، گوئیم اگر ازقلب جان

دریا همه یکدم رود نابود گردد بوستان

قادر تو ای بر این همه، ما ایم ضعیف و ناتوان

 

در مانده و بیچاره ما ، رحمی نما بر جان ما

 

آنچه سزد الله تورا، بر آن همه ما بیخبر

تنها که ما دانیم خد ا، چیزی که هست دادی خبر

ای حاکم روز ازل، در راه بد مارا مبر

طاقت نداریم یا اله، بر آتش تیز سقر

 

تنها به تو داریم رجاء ،گیتی شده زندان ما