ای رب ّ کردگارم , شرمنده ام ازکارم

ازکرده هایم امروز , بسیار عذر دارم

در غفلتی که بودم , در یاد  تو  نبودم

باز هم ترّحمی کن , پیوسته شرمسارم

عمرم زبس هدررفت , بودنبودمن رفت

چاره ای ساز ایندم , جز تو کسی ندارم

بودی تودرازل حق, هستی را دادی رونق

منم یکی زخلقَت , برس  به  حال  زارم

گرغرق در گناهم  , ازدل  برآرم  آهم

با خود عهدی که بستم , بذر نکوئی کارم

به نیستی دادی هستی , خودت قدرت به دستی

بی راهه رفتم امّا  ,  بگیر  تو  از کنارم

جهان به فرمان تو, نگردانند  زتو رو

منم غریب سرکش, مکن تو بی وقارم

غیبت و بد گوئی را , فحشاء و دو روئی را

حرام کردی تو امّا ,  بد گوئی  بود  کارم

دورم من از صبوری, دارم کبر و غروری

به هر کاری که گیرم , دروغ نادیده آرم

خداوندا  تو راهی!  ز بدبختی رها ئی

با این جرم وگناهم , کجاست راه فرارم

میخواهم از عطایت, نگیر ازمن رجایت

یاس خودش گناه است, رجاء  آید  به  کارم