ایا خالق سبحان، مکن خشم فروزان

با این حالی که ما ایم، شود آتش سوزان

دراین گیتی که هستیم، بود دامی زشیطان

شویم قید و گرفتار، بمانیم بسی حیران

 

نما راهی به مایان، شویم از او گریزان

 

در این دنیا که ما ئیم، توقّع می نما ئیم

کنیم ناله به الله، چو بلبل می سرائیم

فقط سوی توالله، که محتاج وگدائیم

شنو ناله ای مارا، که بی نی مینوائیم

 

چنان ناله نمائیم، شویم مست و خروشان

 

خدا یا ! همی خواهیم، ازآن ذات جلالت

که پیوسته سرائیم، رهانی از ضلالت

که هر کاری نما ئیم، نما یان به حلالت

اگر چندی که ما ایم، زعصیان به خجالت

 

 زفیضت با رجائیم ، کنی فضلی نمایان