وطن پرستی
هموطن گفتن مسلمان برمسلمان ابلهیست
بوددنیا ازقدیم وهرکی آمدهرکی زیست
این همه کشورپرستی بهرما ازآن چیست؟
امت انداعضای هم پس این وطن شعارکیست ؟
برترازانسان باشدپیش ماخاک زمین ؟
زیستن بادشمنی باشدچرا آخرچنین؟
کرده ایم جای محبت اینهمه نفرت زکین!
صحبت از الفت نمایند، هرطرف اعداء دین !
مازنیم برجان هم، این شیوه ازقرآن نیست!
افتخار بر سنگ وکوه باشد ویا بر آب و گل؟
آدمیت محو گردد، اینکه هست جای خجل!
ماکه درنده نه ایم بی آه و درد و سوز دل
روزرستاخیزی داریم مینوسنددرسجل
کاردرنده نمودن آخردیوانه گیست
آن شکمهای گرسنه هرطرف درآفریقا
باکلاشینکوف کهنه کرده اند غوغا به پا
کهنه پوش وپابرهنه هریکی قدرت نما
خاک شان تاراج کردند دشمنان از هر کجا
مال شان دردست دشمن، این همان بی غیرتیست
مهدعلم مابخارا را کمونست ها ربود
روی قلب آسیا بعدش هجوم آورد چو دود
فاقه مستان ناگهان ازهرکجا نعره سرود
خون شان چون سیل یکدم، کفررا ازته ربود
بعدآن باخودچه کردند؟این عجب پست فطرتیست
میخریم باپول هنگفت، ساخته ی دست بشر
از دمی الفت به آنها میرسد آیا ضرر؟
با محبت گر به دست آریم قلب یکدگر
دشمنی نابود گردد، کس نبیند روی شر
ناامیدی دوربادا، چون رجاء در زندگیست