منفی بافی را کنار بگذارید

يكي از شاخص‌هاي بهداشت روان، شادماني است كه امروزه به نظر مي‌رسد كيمياست و خيلي‌ها به جاي آن غم و افسردگي را به خانه قلبشان راه داده‌اند. البته خيلي‌ها هم راه و رسم شاد بودن را بلد نيستند و برخي اصلا نمي‌دانند افسرده‌اند.

دكتر پرويز رزاقي، روان‌شناس، مشاور خانواده و عضو هيات علمي دانشگاه با اشاره به راه‌هاي شناخت افسردگي به جام‌جم مي‌گويد: افسردگي يك مشكل و اختلال خلقي است. اين اختلال مي‌تواند مزمن يا حاد باشد. در افسردگي مزمن علائم و نشانه‌ها از طريق ارث منتقل مي‌شود، ولي افسردگي حاد در اثر يك اتفاق، حادثه يا يك تحول ناگهاني بروز مي‌كند؛ مثل فوت يكي از نزديكان،‌ تغييرات هورموني يا از دست دادن شغل.

به گفته دكتر رزاقي، علائم و نشانه‌هايي وجود دارد كه در صورت ابتلا به آنها شايد بدون اين‌كه بدانيد دچار افسردگي هستيد. اين علائم شامل: بي‌حالي، كرختي رواني، نااميدي از زندگي، افكار منفي، اختلال در خواب، اختلال خوردن (پرخوري ـ كم‌خوري)، اختلال در كنش‌‌هاي جنسي، زودرنجي، پرخاشگري و افكار و احساس خودكشي و گاهي اقدام به آن، آستانه تحمل پايين و زود گريه كردن،‌ تنهايي و گوشه‌گيري است.

شاد بودن، تكنيكي براي حل مشكلات

شاد زيستن يكي از روش‌هاي خوب زندگي كردن است. افرادي كه نشاط و رضايتمندي را در زندگي خود وارد مي‌كنند، به سلامت روان خود كمك كرده‌اند. يكي از روش‌هاي شاد زيستن، تفكر مثبت يا مثبت‌انديشي
است.

اين عضو هيات علمي دانشگاه معتقد است: فردي كه در زندگي خود با افكار مثبت پيش مي‌رود، براحتي و با موفقيت بيشتري به راه‌حل مشكلات خود دست پيدا مي‌كند. گويي اين تفكر و نگاه مثبت اهرم يا تكنيكي براي حل مشكلات اوست. افرادي كه به همه چيز مثبت نگاه مي‌كنند، احتمال بيشتري دارد كه بتوانند مشكلات خود را حل كنند و آرامش را به زندگي خود برگردانند.

ناكامي پايان راه نيست

دكتر رزاقي با اشاره به اين‌كه افراد با نگرش منفي از همان ابتدا امكان حركت به سمت موفقيت (شاد زيستن) را از خود سلب مي‌كنند، ادامه مي‌دهد: يكي از روش‌هاي داشتن تفكر مثبت اين است كه به توانمندي‌ها و تجربه‌هاي موفق گذشته خود توجه بيشتري داشته باشيم؛ يعني به جاي ديدن نكته‌هاي منفي، از نكات مثبت و توانايي‌هايمان آگاهي و شناخت بيشتري پيدا كنيم. روش ديگر، ايجاد اين احساس و فكر است كه زندگي پر از فراز و نشيب‌هاي مختلف است. يك ناكامي يا رسيدن به يك بن‌بست در زندگي، پايان راه آدمي نيست.

تفكر خلاق، كليد قفل درماندگي

بايد به جاي احساس درماندگي و تلخي در زندگي از روش تفكر خلاق استفاده كنيم و با خود بينديشيم واقعا براي حل اين مشكل كه ذهن من نااميدي و ناكامي را انتخاب كرده است، راه‌‌هاي ديگري وجود ندارد كه مرا به شادكامي و خوشحالي برساند؟

اين مشاور خانواده مي‌گويد: بايد راه‌حل‌هاي موجود را بررسي و با توجه به توان‌ خود همه آنها را بررسي كنيد. چه‌بسا رسيدن به اولين موفقيت، روزنه اميدي براي شاد زيستن باشد. ناكامي يا تلخكامي از نشانه‌ها و عوامل افسردگي است و آگاهي افراد از اين اصل مي‌تواند آنها را به سمت تلاش براي شاد زيستن هدايت كند. وقتي فردي نااميدي را از ساختار شخصيتي خود جدا بداند و آن را عامل بيماري تلقي كند، قطعا براي درمان آن بيماري مي‌تواند قدم‌هاي مفيدي بردارد.

تعامل با افراد شاد، راز شادماني

دكتر رزاقي اعتقاد دارد: راه ديگر شاد زيستن، ارتباط و تعامل با افرادي است كه به موفقيت‌هايي در زندگي خود رسيده‌اند و زندگي‌شان پر از نشاط است. گاهي ارتباط با افرادي كه به زندگي از دريچه نااميدي و ياس نگاه مي‌كنند، سلامت رواني ما را به خطر مي‌اندازد.

حساسيت، آفت شاد زيستن

حساسيت‌هاي شخصيتي مانع شاد زيستن ما مي‌‌شود. هر چه حساسيتمان بيشتر باشد و همه‌ چيز را سخت بگيريم، از زندگي لذت كمتري خواهيم‌ برد.

با كاهش حساسيت و طبيعي تلقي كردن مشكلات و كمال‌گرا نبودن مي‌توان آسودگي و خاطري آرام‌تر داشت.

اين استاد دانشگاه با بيان اين‌كه ارتباط‌هاي اجتماعي نقش بسزايي در شاد بودن ما دارد، مي‌افزايد: افرادي كه در گروه‌هاي مختلف مشاركت و حضور فعال دارند، شادي را وارد سيستم رواني خود مي‌كنند. مسافرت‌هاي كوتاه و بلند، ورزش منظم، پوشيدن لباس‌هاي نو با رنگ‌هاي شاد و توجه به عواطف و احساسات خود و تلاش براي رسيدن به موفقيت حتي اگر كم باشد، باعث اعتماد‌ به‌ نفس و سلامت رواني افراد مي‌شود.خانواده، محور اصلي دستيابي به شادي

خانواده كانون و محور اصلي دستيابي به شاد زيستن و داشتن سلامت روان است. هر چه شخص در خانواده آرامش بيشتري را تجربه كند، احساس رضايتمندي بيشتري خواهد داشت.

آن‌گونه كه دكتر رزاقي بيان مي‌كند، دوري از تنش‌ها و اختلافات درون خانواده، ايجاد فضاي شاد از طريق نظر پرسيدن، احترام به ارزش‌هاي افراد خانواده، كمك خواستن در تصميم‌گيري، بزرگ‌ جلوه ندادن مشكلات، كمك به ديگران و مقايسه نكردن، سرزنش نكردن و حضور افراد خانواده در مهماني‌ها و مسافرت‌ها و خوردن حداقل يك وعده غذا در كنار هم مي‌تواند شادي را در اساس و چارچوب خانواده وارد كند و باعث پرورش فرزنداني شاد شود و آرامش و شادي را به آنها ارزاني كند.به جاي سرزنش، كمك كنيد

اعضاي خانواده بايد مشكل فردي را كه شاد نيست بپذيرند و به جاي پيام‌هاي كلامي، تحقير يا به كار بردن جمله‌هايي مانند «خسته شدم!» او را وادار به فعاليت‌هايي كنند كه با كرختي و ناشادي در تضاد است. اين روان‌شناس اعتقاد دارد: فرد ناشاد تمايلي براي حضور در جمع ندارد، ولي اطرافيان بايد شرايط جمع را طوري تغيير دهند كه فرد غيرمستقيم براي حضور در آن هدايت شود. بايد چنين افرادي را به نوعي در مسير درمان شادي قرار داد و آنها را متوجه موفقيت‌ها و آنچه دارند، كرد.براي خود شادي بيافرينيد

به عقيده دكتر رزاقي، گوش دادن به موسيقي‌هاي آرام‌بخش و شاد كه فضايي شاد ايجاد مي‌كند، به جاي آهنگ‌هايي با مضمون غم، اندوه و هجران، پوشيدن لباس‌هاي نو و با رنگ‌هاي شاد و صرف‌نظر كردن از خواندن و تماشاي كتاب‌ها و فيلم‌هايي كه احساس نااميدي در آنها موج مي‌زند و هر آنچه ممكن است خاطر را مكدر كند، به شاد بودن و شاد ماندن كمك مي‌كند.

منبع: کنجکاو

دلیلایل برهم خوردن رابطه ‌های عاشقانه

اگر تاریخچه ازدواج را در نظر بگیریم، همه قبول می‌کنیم که ازدواج همزمان با خلقت آغاز شده است. زن و مرد هم از نظر بیولوژیکی و هم ذهنی با هم متفاوت هستند. اما اگر زن و مرد کنار هم نمی ‌آمدند، خلقت ادامه نمی‌یافت. نیازهای جسمی و احساسی مرد و زن را به سمت هم آورده و ازدواج اتفاق می ‌افتد. تا قبل از قرن بیستم، ازدواج با یک نفر تا آخر عمر بسیار شایع بود. طلاق پدیده‌ ای بسیار نادر بود. اما هرچه زنان و مردان در عرصه کار پیشرفت کردند و استقلال مالی بیشتری پیدا کردند، همه چیز شروع به تغییر کرد. وابستگی زنان به مردان از بین رفت و حتی اختلافات کوچک آنقدر بزرگ شد که به نظر رسید بر فردیت ما تجاوز می‌کند.در زیر 15 دلیل اصلی جدا شدن زوج‌ها از هم را قید می‌کنیم:

  1. میل به استقلال
  2. علاقه ‌مند شدن به فردی دیگر
  3. خیانت
  4. ناسازگاری جسمی
  5. عدم علاقه جنسی به طرف مقابل
  6. نگهداری نکردن از وضعیت خوب بدن مثل چاق شدن
  7. اختلاف در عقاید و امیال
  8. بحث و مشاجره زیاد
  9. مقایسه مداوم همسر با دیگران

10. نصیحت کردن اجباری

11. اعتیاد به موادمخدر و مشروبات الکلی

12. زوال سلامتی یک طرف یا ابتلا به بیماری‌های لاعلاج مثل ایدز

13. سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری

14. نادیده گرفتن یا بی ‌احترامی به دوستان و اقوام همسر

15. ناباروری

این دلایل ازجمله مهمترین دلایل برهم خوردن ازدواج‌ها است. گاهی‌اوقات، یک دلیل به تنهایی برای جدایی کافی است اما در موارد بسیاری، ترکیبی از چند دلیل موجب طلاق می‌شود.در این لیست، علاقه ‌مند شدن به فردی دیگر و خیانت به نظر یکسان می‌آیند اما این دو یک تفاوت مهم با هم دارند. در اولی، فرد ممکن است به شخصی دیگر غیر از همسرش علاقه ‌مند شود و تصور کند که در کنار او زندگی بهتری داشته و خوشبخت‌تر خواهد شد و ازاینرو قبل از تماس جسمی با آن فرد، زندگی مشترک خود با همسرش را خاتمه می‌دهد.ازطرف دیگر، در خیانت رابطه جنسی خارج از ازدواج صورت می‌گیرد که در موارد بسیار یکی از مهمترین دلایل طلاق است.

در برخی ازدواج‌های خاص وقتی زن و مرد بدون شناخت قبل از ازدواج با هم ازدواج می‌کنند، باگذشت زمان ممکن است متوجه ناسازگاری خود شده و از هم جدا شوند. به همین ترتیب، ناباروری در مرد یا نازایی در زن چه بلافاصله بعد از ازدواج و چه سالها بعد هم یکی دیگر از دلایل طلاق است. کاهش میل جنسی بعد از چند سال هم یکی دیگر از دلایل جدایی است.اگر سلامت مرد یا زن به شدت رو به زوال باشد یا یکی از طرفین به یک بیماری لاعلاج مثل ایدز مبتلا شوند، ازدواج ممکن است برهم بخورد. حتی توجه نکردن به وضعیت تناسب‌اندام و بیش از حد چاق یا ضعیف شدن می‌تواند باعث برهم خوردن رابطه شود.

سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری یک دلیل دیگر طلاق‌هاست. تمایلات سادیسمی در هرکدام از زوج‌ها که موجب شکنجه جسمی روحی طرف مقابل شود معمولاً موجب جدا شدن دو طرف می‌گردد.اعتیاد زیاد به موادمخدر یا الکل هم یکی دیگر از دلایل شکست ازدواج‌هاست. بحث و دعوا و مشاجره زیاد هم باعث طلاق می‌شود. یک دلیل مشابه دیگر مقایسه کردن همسر با دیگران است که باعث صدمه زدن به احساسات طرف و ایجاد عقده خودکم‌بینی می‌شود.

حتی بیش از اندازه نصیحت کردن هم یکی از دلایل جدا کردن زوج‌ها بوده است. قسمت خنده‌دار قضیه اینجاست که روانشناسان برای همان نصیحت‌هایی که همسرتان مجانی در اختیارتان قرار می‌دهد، مبلغ هنگفتی از شما می‌گیرد. هر چیزی زیادش حتی یک رابطه خوب را هم خراب می‌کند. همینطور اختلاف علایق که قبل از ازدواج به نظر جزئی و پیش پا افتاده می‌رسد، بعد از ازدواج بزرگتر و برجسته‌تر شده و موجب دعوا و مرافعه می‌شود. اگر مرد یا زن نسبت به دوستان یا خانواده و اقوام همسرش بی‌احترامی کند یا آنها را نادیده بگیرد، موجب سوء تفاهم و ناراحتی می‌شود. به تدریج زوج از هم دور شده و در آخر به طور کامل جدا می‌شوند.

و آخر اینکه، استقلال مالی زن موجب تغییر رفتار او می‌شود. این زنان تصور می‌کنند که فردیت آنها باید محترم شمرده شود و نباید در آن دخالتی صورت گیرد. وابستگی مالی زنان به مردان این روزها درمقایسه به گذشته بسیار کمتر شده است. همچنین کارهای جدای مرد و زن نه تنها جدایی جسمی آنها را بیشتر می‌کند بلکه جدایی روحی و فکری هم می‌آورد. همه این دلایل، چه به تنهایی و چه در کنار هم، موجب طلاق و جدایی دو طرف می‌شود. اما اگر مرد و زن هر دو صبر و تحمل بیشتری داشته باشند، داشتن یک رویکرد مهربانانه و سیاست دادن و گرفتن دوجانبه از بروز طلاق جلوگیری می‌کند.

8 اشتباه‌ خانم‌ها که زندگی مشترک را به خطر می‌اندازد

درست است که ما بیشتر از مادران‌مان درس خوانده ایم و زندگی اجتماعی پررنگ‌تری داشته‌ایم، اما بسیاری از ما، هنوز راه و رسم درست زندگی کردن را نمی‌دانیم. گاهی می‌خواهیم با کپی کردن از زندگی مادرانمان یا زنان دیگر، کار خود را راحت کنیم و گاهی هم فكر می‌کنیم با امضای عقدنامه، وارد یک مسابقه یا یک معادله بیش از حد پیچیده می‌شویم، اما زندگی نه میدان جنگ است و نه بازار رقابت. بخواهیم یا نخواهیم باید بپذیریم که دوره و زمانه عوض شده و بیشتر قانون‌های نانوشته زناشویی هم تغییر کرده است، اگر نمی‌خواهید از موج این تغییرات جا بمانید و به دنبال یک زندگی آرام و موفق هستید، در ادامه این مطلب با ما باشید.

اشتباه اول: باید مثل من شود

یکی از اشتباه‌هایی که بسیاری از دختران قبل از ازدواج مرتکب می‌شوند، اصرار به هم شکل شدن است. آنها فکر می‌کنند قبل از شروع زندگی باید گربه را دم حجله كشت و برای این کار تلاش می‌کنند همسر آینده‌شان را با دعوا، قهر، خواهش و هر راه دیگری که می‌دانند عوض کرده و شبیه خود کنند. آنها فکر می‌کنند هم‌شکل بودن و هم‌رنگ بودن، تضمینی برای ازدواج موفق است، اما اشتباه می‌کنند. اگر شما هم چنین فکری را در سر دارید، نباید فراموش کنید که شما و همسرتان، از 2خانواده و 2فرهنگ متفاوت هستید و هرگز نمی‌توانید دنیا را از یک دریچه ببینید. شما تجربه‌ها و باور‌های متفاوتی دارید و تا زمانی که در تعارض با هم قرار نگیرید و از این باور‌ها چماقی برای کوبیدن هم نسازید، تهدیدی متوجه‌ شما نخواهد بود.

هیجان را با عشق اشتباه نگیرید

اشتباه دوم: باید برای هم بمیریم

عاشق شدن، هیجان‌انگیزترین بخش زندگی است؛ بخشی که می‌تواند شروع یک زندگی مشترک را لذت‌بخش‌تر کند، اما گمان نکنید برای چنین شروعی، نیاز به یک زندگی افسانه‌ای دارید. درست است که باید خواستگار‌تان را دوست داشته باشید اما عشق آنقدر ساده نیست که در هر شرایطی سر و کله‌اش پیدا شود. اگر یک دوره نامزدی کوتاه را گذرانده‌اید و احساس می‌کنید بی‌اندازه عاشق هستید، باید بگوییم که بیشتر از عشق درگیر هیجان شده‌اید، چیزی که می‌تواند چنین حدی از علاقه را به‌وجود بیاورد، موضوعات ساده یک نامزدی کوتاه مدت نیست، بلکه حمایت و درکی است که در موقعیت‌های پیچیده‌تر زندگی می‌بینید و باعث می‌شود که هر روز، بیشتر حس کنید که این مرد، همان مرد رؤیاهای شماست. همان یک نفری که برای شما به دنیا آمده و امروز کنار‌تان است.

عشق هرگز نمی‌میرد

اشتباه سوم: عشق با گذشت زمان تمام می‌شود

بعضی‌ها فکر می‌کنند گذشت زمان می‌تواند عشق را محو کند و به همین دلیل تن به ازدواج با کسی می‌دهند که هیچ علاقه یا کششی نسبت به او ندارند، اما اگر شما یک عاشق واقعی باشید و برای این موضوع هزار و یک دلیل داشته باشید، آنچه با گذشت زمان از زندگی شما بیرون می‌رود، عشق‌ نیست بلکه هیجان و ساده‌انگاری‌ای است که ممکن است در ماه‌های اول رابطه، شما را شجاع‌تر و ماجراجوتر کند و به شما این حس را بدهد که تنها عاشق روی زمین هستید،اما کنار رفتن پرده هیجان از این حس، موضوعی نیست که برای آن سوگوار باشید. یک عشق واقعی می‌تواند با آرامش و روزمرگی هم همراه شود. در چنین شرایطی شما از همسرتان فاصله نگرفته‌اید، بلکه به مراحل بالاتری از دوست‌داشتن رسیده اید که با آرامش بیشتر و هیجان کمتر همراه است.

گاهی هم دعوا کنید

اشتباه چهارم: یک زندگی موفق، زندگی بدون بحث است

بسیاری از زوج‌ها، بحث و دعوا را نقطه پایانی خوشبختی‌شان می‌دانند. خیلی از آنها به دلیل چنین تفکری اختلاف‌نظر‌شان را در دل‌شان نگه می‌دارند و می‌خواهند با سکوت‌شان جلوی بحث را بگیرند، اما نباید فراموش کنید که ترس از دعوا، نشانه خوشبختی شما نیست. یک زوج خوشبخت می‌توانند اختلافات‌شان را به راحتی با هم در میان بگذارند و حتی برای موضوعاتی که ارزش حیاتی برایشان دارد، بجنگند و پیروز شوند. یک زوج ایده‌آل روی یک خط صاف پرلبخند زندگی نمی‌کنند. آنها به اختلاف نظر هم برمی‌خورند و گاهی از هم دلخور می‌شوند، اما تفاوت‌شان با دیگران این است که با هوشمندی از پس چنین مسائلی برمی‌آیند و به جای دلخوری‌های بی‌مورد، از این بحث‌ها درس می‌گیرند.

کلیشه‌ها را فراموش کنید

اشتباه پنجم: مسئولیت اداره زندگی بر عهده مرد است

دوره و زمانه عوض شده. درست است که هنوز هم در بسیاری از خانواده‌ها، مسئولیت‌های مالی و بسیاری وظیفه‌های دیگر بر عهده مردان است،‌ اما این موضوع نباید باعث شود که با بی‌خیالی خودتان را به حاشیه ببرید و فقط ناظر تلاش‌های او باشید. اگر می‌خواهید زندگی موفق و آرامی داشته باشید، از همان اول سنگ‌ها را وا بکنید و مسئولیت‌ها را تقسیم کنید. این تقسیم‌بندی را می‌توانید بر اساس علایق و توانایی‌هایتان انجام دهید. اگر همسر شما آشپز بهتری است و شما درآمد بیشتری دارید،‌ می‌توانید کلیشه‌ها را کنار بگذارید و هر کدام سهم بیشتری از کاری که در آن توانمند‌تر هستید برعهده بگیرید. قرار نیست شما مثل والدین‌تان زندگی کنید، بلکه می‌توانید با تفاهم و بدون ترس از قضاوت دیگران، در همه بخش‌های این زندگی سهیم شوید و تنها برای آرامش بیشتر و کمتر کردن تنش‌ها تلاش کنید.

به همه‌جوانب اهمیت بدهید

اشتباه ششم: خودم را دوست دارد نه جسمم را

اگر از آن دسته زن‌هایی هستید که گمان می‌کنید ارتباط زناشویی، در آخرین ردیف اولویت‌های زندگی مشترک است، در اشتباه هستید. گمان نکنید مردی که عاشق‌تان است، به جسم شما نیازی ندارد و تنها به تفکرات و کلام شما اهمیت می‌دهد. ازدواج، راهی مشروع و پسندیده برای برقراری یک رابطه سالم جسمانی هم هست. حق شما و همسرتان است که از چنین رابطه‌ای هم بهره ببرید و با کمک آن پایه‌های زندگی‌تان را هم محکم‌تر کنید. اگر شما می‌خواهید زندگی مشترک موفقی داشته باشید، باید به همه ابعاد یک رابطه توجه کنید و هیچ بعدی را فدای دیگری نکنید.

امتحان‌های سخت نگیرید

اشتباه هفتم: اگر مرا دوست داشته باشد، هر کاری می‌کند

درست است که عشق قدرت می‌آورد، اما قرار نیست که از مرد زندگی‌تان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید. بسیاری از زن‌ها گمان می‌کنند اگر مردی عاشق‌شان باشد، به خاطر آنها همه پل‌های پشت سرش را خراب می‌کند و به هیچ چیز دیگری جز فرد مورد علاقه‌اش توجه نمی‌کند. بیشتر زن‌ها با چنین تفکری، همسرشان را در معرض آزمایش‌های سخت قرار می‌دهند و به او می‌گویند اگر مرا دوست داری، باید هرچه را که می‌خواهم، انجام دهی، اما واقعیت این است که چنین مردی، یک مرد عاشق نیست؛ بلکه فردی ضعیف، بی‌پناه و منفعل است. یک عاشق واقعی هرگز به خاطر حسش از اصول و منطقش نمی‌گذرد، بلکه سعی می‌کند حسش را با عقلانیت همراه کند و از این راه به پیشرفت بهتر آن کمک می‌کند.

شوهرتان قدر شما را می‌داند

اشتباه هشتم: مردها ارزش حمایت را نمی‌فهمند

نمی‌گوییم که همه مردهای جهان، آنقدر منطق و انصاف دارند که همه حمایت‌ها و کمك‌‌هایتان را درک کنند و همیشه آنها را در ذهن داشته باشند، اما می‌گوییم اگر با مردی شایسته ازدواج کرده‌ باشید، می‌توانید مطمئن باشید که او کوچک‌ترین همدلی‌های شما را می‌بیند و همیشه آنها را در ذهنش نگه می‌دارد. مردها خیلی راحت تفاوت شما با زنان دیگر را می‌بینند و بیشتر وقت‌ها شما را با زنان دیگر مقایسه می‌کنند.

اگر می‌خواهید در زندگی مشترک‌تان موفق باشید، به آدم‌های اطراف‌تان خوب نگاه کنید. چه خصوصیاتی در زنان دیگر وجود دارد که همسرتان از آنها بیزار است و چه ویژگی‌هایی را در زنان دیگر تحسین می‌کند؟ مطمئن باشید اگر آن خصوصیات منفی را حذف کنید و چند قدم به آن ویژگی‌های تحسین‌شدنی نزدیک‌تر شوید، همسرتان حتما قدر شما و تلاش‌های‌تان را می داندو شما و زنان دیگر را به یک چشم نمی‌بیند.

منبع: میگنا

خودخواهی در روابط زناشویی

آیا اسیر یک رابطه مخرب و اعتیادآور شده‌اید؟ یا شاید هم نشانه‌های خودخواهی در رابطه را تجربه می‌کنید؟ قبل از اینکه کنترل همه چیز از دستتان بیرون رود، سعی کنید همه چیز را مرتب کرده و درمورد مسائل و مشکلات مختلف با طرف‌مقابلتان صحبت کنید. این مقاله توصیه‌ها و پیشنهادات مفیدی برایتان ارائه می‌کند و کمکتان می‌کند بتوانید با خودخواهی در رابطه مقابله کنید.

"ازدواج رابطه‌ای بین زن و مرد است که استقلال آن یکسان، وابستگی آن دوطرفه و التزام آن متقابل است."

خودخواهی در رابطه علت زمینه‌ای شکست بسیاری از روابط است. هیچ چیز نمی‌تواند ناراحت‌کننده‌تر از همسری باشد که توجه، عشق و نگرانی نسبت به شما ندارد. خودخواهی در رابطه از موارد کوچک شروع می‌شود و به‌تدریج شکل عادت به خود گرفته تا جاییکه طرف‌مقابل شدیداً مورد اذیت قرار می‌گیرد.

خودخواهی در رابطه به چه معناست؟

روابط نمودی عالی از عشق و توجه هستند که در قلب انسان خانه دارد. درحالیکه رابطه‌ای که بر مبنای عشق و تعهد باشد هر روز بیشتر از دیروز رشد می‌کند، رابطه‌ای که مبتنی بر خودخواهی و بی‌احترامی باشد، به همان میزان ترسناک است. بااینکه نباید توقع کامل‌ترین بودن را از همسرتان داشته باشید، اما باید درک کنید که داشتن یک حس توجه و تعلق برای شکوفایی و دوام رابطه الزامی است. خودخواهی در رابطه زمانی شروع می‌شود که هرکدام از دو طرف شدیداً درگیر نیازهای جسمی یا احساسی خود باشند و کمترین میزان توجه را به همسر خود معطوف کنند.

همسر خودخواه با لبریز کردن رابطه از انتظارات بی‌اندازه خود که معمولاً مبنای غیرمنطقی دارند، به طور منفی بر رابطه حکمرانی می‌کند. انکار کامل احساسات برای همسرتان، که قرار بودن نیمه گمشده شما باشد چیزی نیست جز خودخوهی محض در رابطه. وقتی طرف مورد ظلم واقع شده قادر نباشد علت چنین رفتار غرمنطقی را از همسر خودخواه خود درک کند، مشکل شدیدتر خواهد شد. هر صحبت و بحثی درمورد این رابطه رو به تنزل توسط همسر خودخواه تکذیب شده و به نظر می‌رسد که رابطه رو به تباهی است. بدون هیچ تردیدی خودخواهی موجب اعتیادآور و مخرب بودن رابطه می‌شود.

نشانه‌های خودخواهی در رابطه

تشخیص علامت‌های خودخواهی در رابطه بسیار دشوار است. یک تغییر ناگهانی و غیرقابل‌انتظار در رفتار همسر، از جمله اولین نشانه‌های وجود مشکل است. تغییر رفتاری می‌تواند بنا به دلایل مختلف باشد، مثل استرس یا فشارهای کاری، اما به این معنا نیست که فرد نباید به سوالات شما پاسخ گوید. ممکن است همسرتان به تلفن‌های شما جواب ندهد و یا حتی در خانه با حرف نزدن با شما، نادیده‌تان بگیرد، در اتاقی دیگر بخوابد و یا حتی از شام یا ناهار خوردن با شما طفره رود. بااینکه طبیعی است که در هر رابطه زمان‌های بالا و پایین وجود دارد اما اگر همسرتان به طور کلی شما را نادیده می‌گیرد، انگار که اصلاً وجود ندارید، مطمئناً مشکلی جدی وجود دارد.

دعوا نمک زندگی است، لازمه رابطه است اما میزان بی‌توجهی و رفتارهای غیرمنطقی همسر، در صورت خودخواه بودن او شدت بسیار بیشتری پیدا می‌کنند. ممکن است جور دیگر هم باشد: انتظارات جزء لازمه‌های رابطه است اما مرز باریک جداکننده انتظارات و انتظارات بیش از حد معمولاً توسط همسران خودخواه نادیده انگاشته می‌شود. هر عمل یا رفتاری از سوی همسر که موجب سوءاستفاده حدی جسمی و ذهنی طرف مقابل شود می‌تواند یکی از نشانه‌های حاد خودخواهی در رابطه به شمار رود.

چطور بر خودخواهی در رابطه غلبه کنید؟

غلبه بر خودخواهی در رابطه کار سختی نیست. چیزی که نیاز دارید این است که قبل از اینکه دست به اقدامات افراطی بزنید، افکار و احساسات طرف‌مقابل را در نظر بگیرید. در زیر به چند راه برای تقویت رابطه‌تان اشاره می‌کنیم.

همه چیز به گفتگوی درست بستگی دارد!

یکی از مهمترین عوامل تخریب رابطه، نبود گفتگو و ارتباط کلامی است. وقتی هر دو طرف قادر به بیان خواسته‌ها و انتظارات خود به همدیگر نباشند، راه برای خصوصیات منفی مثل خستگی و عصبانیت به رابطه باز می‌شود. گفتگوی درست رمز حل مسائل قبل از اینکه به مشکل تبدیل شوند است. هیچوقت برای حرف زدن با همسرتان تردید نکنید اگر با موقعیتی برخورد کردید که احتمال بروز سوءتفاهم در آن وجود دارد، بلافاصله آن را با همسرتان روشن کنید. بااینکه چشم‌ها برای ابراز احساسات شما به همسرتان کافی هستند اما بهتر است که از کلمات استفاده کنید. یادتان باشد، رمز کار این است که به طرز موثری حرف‌های دلتان را ابراز کنید!

اعتماد متقابل اهمیت زیادی دارد!

اعتماد کردن به همسر برای حفظ رابطه حیاتی است. وقتی اعتماد وجود نداشته باشد، خودخواهی به رابطه صدمه می‌زند. بعد از برهم خوردن اعتماد متقابل است که دو طرف کم‌کم فقط به خودشان فکر می‌کنند. اگر به همسرتان اعتماد نداشته باشید، کاملاً به این معنا است که به دلایلی اشتباه در آن رابطه هستید و آن رابطه اگر درست نشود منجر به جدایی خواهد شد. حتی اگر اختلاف و مشاجره پیش بیاید، نباید سعی کنید از کاه کوه بسازید. از بی‌احترامی و بی‌ادبی با همسرتان پرهیز کنید. هرچه که باشد شما عاشق هم هستید!

از کلام محبت‌آمیز استفاده کنید!

لذت دوست داشتن و دوست داشته شدن هیجان‌انگیزترین احساس در دنیاست. خودخواهی در ازدواج معمولاً با این واقعیت در ارتباط است که بعد از گذشت مدتی از رابطه، زوج‌ها همدیگر را نادیده می‌گیرند. یک "دوستت دارم عزیزم" ساده می‌تواند سالیان سال عشق و محبت را بین شما نگه می‌دارد اما در مشغولیت‌های زندگی عشق و محبت گم شده است. برای زوج‌هایی که به تازگی ازدواج کرده‌اند خیلی مهم است که ویژگی‌هایی از همسرشان که دوست دارند را تحسین کرده و آنها را صادقانه به زبان بیاورند. در روابط طولانی‌مدت، فریب و فیلم بازی کردن راه به جایی نمی‌برد. تحسین و تمجید واقعی باعث خوشحال شدن طرف‌مقابلتان می‌شود. همه ما به توجه نیاز داریم؛ درواقع، این غریزه انسان است که دوست داشته شود، تحسین شود و به او توجه شود. پس اجازه ندهید شعله محبت بین شما خاموش شود. در رابطه با همسرتان خودتان باشید؛ هیچوقت تظاهر به چیزی که نیستید نکنید تا خودخواهی در رابطه‌تان ایجاد نشود.

از حق خودتان دفاع کنید!

عشق به خودی خود قدرتی جادویی دارد که فرد را به طور کامل می‌سوزاند. چشم‌های منطق و عقلانیت از زندگی ناپدید می‌شوند. اگر شما شدیداً از خودخواهی در رابطه‌تان در عذاب هستید و تنها دلیل اینکه در این رابطه مانده‌اید، عشق به همسرتان است و هنوز منتظر هستید که اوضاع بهتر شود، واقعاً ستودنی است. اما تا کی می‌خواهید عذاب بکشید؟ رابطه عذاب کشیدن نیست، باید از رابطه لذت ببرید. از حق خودتان دفاع کنید. اگر همه تلاشتان را برای درست شدن او کرده‌اید اما هنوز هم وضعیت به همان اندازه ناامیدکننده است، دیگر هیچ دلیلی برای ماندن در آن رابطه ندارید. از اینکه همه تلاشتان را کرده‌اید و از آن رابطه بیرون آمده‌اید احساس غرور کنید. مطمئن باشید که زندگی روی خوش دیگری برای شما دارد. سعی کنید زندگیتان را از نو بسازید. احمقانه است که با کسی بمانید که هیچ توجهی به شما ندارد. هیچوقت به دلایل اشتباه خودتان را به عذاب نیندازید؛ این حق شما نیست! پس از آن بگذرید.

خودخواهی در رابطه معمولاً به این دلیل که فرد به دلایلی اشتباه در آن رابطه است، ایجاد می‌شود؛ اما اگر عشق ذات و ماهیت رابطه شما باشد، وجود خودخواهی غیرممکن خواهد بود. اما هر رابطه سالمی از خودخواهی به دور نیست. همیشه یادتان باشد:

"اگر خودتان را دوست نداشته باشید، هیچوقت نمی‌توانید واقعاً کسی را دوست داشته باشید. عشق شما به دیگران هم خودخواهانه خواهد شد. همه آن برای پر کردن آن بخش گمشده از خودتان است. به همین دلیل نمی‌توان به عشق آنهایی که خودشان را دوست ندارند اعتماد کرد."

خانمها: چگونه همسرتان را برای همیشه عاشق خود کنید

کنترل مرد عاشق به‌مراتب راحت‌تر از کنترل مرد هوس‌باز است. برای خانم‌ها دشوار است که بعد از چند سال اول ازدواج همسرانشان را به خودشان علاقه‌مند نگه دارند، چون هوس بعد از مدتی کوتاه از بین می‌رود و مردها ذاتاً بعد از ارضای هوس‌هایشان علاقه‌شان را از دست می‌دهند.

برای اینکه مردتان را همچنان علاقه‌مند و مشتاق نسبت به خودتان نگه دارید، باید نقش یک اغواگر را بازی کنید، او را به بند بکشید و باعث شوید که عاشقتان شود.

در زیر به چند نکته ساده برای اینکه همسرتان را از نظر احساسی خلع‌سلاح کنید اشاره می‌کنید تا بتوانید افسار رابطه را همیشه در دستان خودتان نگه دارید!

زن افسونگر باشید

با بازی کردن نقش زن افسونگر، مردتان را همیشه مشتاق نگه دارید. ابری از رمز و راز در اطراف خودتان ایجاد کنید. یک درجه مشخص از رمزآلودی و اسرارآمیزی باعث می‌شود مردتان بیشتر و بیشتر از شما طلب کند. غیرمنتظره بودن ابزاری بسیار قدرتمند برای مجذوب نگه داشتن شوهرتان است. هیچوقت همه خودتان را به او نشان ندهید. گاهی سرکش و دست‌نیافتنی و گاهی قابل‌انعطاف و تسلیم باشید، درعین حال معصوم و در عین حال شریر باشید. و با اینکار اشارات گیج‌گننده برای او بفرستید. ترکیبی از خصوصیات متضاد موجب جذاب شدن شخصیت شما می‌شود و این باعث می‌شود شوهرتان علاقه بیشتری به کشف شما پیدا کند.

همیشه خوب و مهربان نباشید

وقتی بیش از حد مهربان و مطیع باشید، شاید آخر روز از خودتان احساس رضایت کنید اما واقعیت این است که وقتی خوبی و مهربانی بیش از اندازه شود، ممکن است قدرت فریبندگی خود را از دست بدهید و دل او را بزنید. ممکن هم هست فکر کند تظاهر می‌کنید. علاوه‌براین، ندرتاً پیش می‌آید که خوبی محض کسی را جذب کند. گاهی باید اجازه دهید سایه‌هایی تیره در شخصیت شما ببیند. گاهی خشن و بیرحم شوید.

جاذبه جنسی خود را تا بالاترین حد به نمایش بگذارید

جذابیت ظاهری برای مردها بی اندازه مهم است. بااینکه زن‌ها از مغزشان عاشق می‌شوند، مردها با چشمشان عاشق می‌شوند. باید تا می‌توانید جذابیت جنسی خود را بالا نگه دارید. نباید به هیچ عنوان بعد از ازدواج از خودتان غافل شوید. به خودتان برسید، آرایش کنید و خودتان را از نظر جسمی و فکری متناسب و پرانرژی نگه دارید.

برای تشدید شخصیتتان از عطر استفاده کنید

عطر زنان یکی از مهمترین عوامل تحریک مردان است. از لباس‌ها، کفش‌ها و آرایشی استفاده کنید که هم با سلیقه و شخصیت شما جور باشد هم همسرتان. اما، دقت کنید که نباید بیش از اندازه آرایش کنید. مردها صورت‌های طبیعی را دوست دارند. تلاش‌هایی که در چند ماه اول رابطه برای جلب نظر او به کار می‌گرفتید را یادتان هست؟ باید به همان منوال پیش بروید.

همه این تلاش‌ها باعث بالا رفتن اعتمادبه‌نفستان هم می‌شود. علاوه‌براین، همه ما موجوداتی اجتماعی هستیم و شدیداً تحت‌تاثیر سلیقه‌ها و خواسته‌های هم‌نوعان خود قرار می‌گیریم. زنانی که از نظر ظاهری جذاب، بااعتمادبه‌نفس و مطبوع هستند، برای مردان اطراف خود جذابیت زیادی دارند. این تلاش‌ها، جدا از اینکه اعتمادبه‌نفس شما را بالا می‌برد، باعث می‌شود شوهرتان قبل از اینکه بخواهد از زیبایی زنی دیگر تعریف کند، به شما فکر کند. دقت کنید که باید طوری لباس بپوشید و ظاهر شوید که فقط توجه او را به خودتان جلب کنید نه مردان دیگر را.

نیازهای احساسی و عقلانی او را فراموش نکنید

در تلاش برای جلب نظر و توجه ظاهری او، توجه به نیازهای احساسی و منطقی او را فراموش نکنید. رنگ‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها و غذاهای موردعلاقه‌اش باید همیشه در دسترس او باشند. با هدیه دادن چیزهایی که دوست دارد او را غافلگیر کنید. دستورالعمل غذای موردعلاقه‌اش را پیدا کرده و برایش درست کنید و وقتی از سر کار برگشت او را مبهوت کنید. فکرش را بخوانید و خودتان را وارد روح و روانش کنید. خودتان را با علایق و روحیات او تطبیق دهید. ما بعنوان انسان بااینکه تظاهر به فروتنی می‌کنیم اما همه ما موجوداتی خودخواه هستیم. تا می‌توانید او را ناز و نوازش کنید و کاری کنید که به شما وابسته شود. وقتی توانستید وارد روح و روانش شوید، می‌توانید خلع‌سلاحش کنید طوریکه دیگر هیچوقت نتواند از شما روی برگرداند.

به او احترام بگذارید

بااینکه به اشتباه بنظر می‌‌رسد مردان در رابطه فقط به رابطه‌جنسی اهمیت می‌دهند اما یکی از مهمترین مسائل برای آنها حفظ احترام است. کاری کنید که نه فقط از کلام شما بلکه از اعمالتان هم حس احترام شما به خود را درک کند.

اعتمادبه‌نفس او را تقویت کنید

مردان برخلاف ظاهرشان مثل کودکانی می‌مانند که نیازمند تحسین ومحبت هستند. با ارزش دادن به تصویری که از خود دارند، اعتمادبه‌نفسشان را تقویت کنید. این باعث می شود رازهای دلش را با شما بگوید. مستقیم یا غیرمستقیم چیزهایی که در او دوست دارید را به زبان بیاورید. اگر روزی یک بار به او بگویید که دوستش دارید احساسی فوق‌العاده به او خواهید داد.

او را تشویق و تحسین کنید

او را در همه تلاش‌هایش تشویق کنید و بگویید که به او ایمان دارید. حتی اگر مرتکب اشتباهی شد، به جای اینکه آن را به رویش بیاورید، برایش آرزو کنید که دفعه بعدی موفق شود.برای اینکه تلاش می‌کند تحسینش کنید. اگر خواست عصبانیتش را سر شما خالی کند، بگذارید اینکار را بکند. به او نشان دهید که روی شما سلطه و قدرت دارد، این باعث می‌شود احساس امنیت و آرامش کند. کاری کنید که احساس کند همیشه پشتش هستید. حتی اگر اختلاف عمده‌ای با هم داشتید، هیچوقت از کلمات خشونت‌آمیز استفاده نکنید زیرا رابطه‌تان را تخریب خواهد کرد.

حساس باشید

در رختخواب نسبت به او حساس باشید. مردها درمورد رابطه‌جنسی حساسیت فوق‌العاده‌ای دارند. اینکه احساس کنند که نمی‌توانند شریک‌جنسیشان را ارضا کنند واقعاً برایشان ناامیدکننده است. عملکرد او را تحسین کنید و به او بگویید در رابطه‌جنسیتان احساس فوق‌العاده‌ای به شما می‌دهد. این روحیه او را تقویت کرده و باعث می‌شود هربار بهتر باشد.

بگذارید آزمایش کند

برای اغوا کردن او لباس‌زیرها و لباس‌خوابهای تحریک‌آمیز بخرید و خواهید دید که توان مقاومت دربرابر شما را نخواهد داشت. اگر خواست چیزی را آزمایش کند، بگذارید بکند.اگر از چیزی خوشتان نیامد، با اشاراتی ظریف آن را به او بفهمانید و ضمن تحسین سایر عملکردهای او، به او بگویید که چطور می‌تواند آن حرکتش را بهتر کند.

داوطلب باشید

نباید انتظار داشته باشید که همیشه او برای نزدیکی داوطلب باشد. هیچ اشکالی ندارد که گاهی شما پا پیش بگذارید. این باعث می شود تصور کند او را می‌خواهید. اما به خاطر داشته باشید که در اشتیاق خود در رختخواب اغراق نکنید. شور و اشتیاق بیش از اندازه هم برای آنها جذاب نیست. طبیعی رفتار کنید.

مردها با گذشت زمان در رابطه تکامل می‌یابند. با درک و صبر با آنها رفتار کنید و در همه جهات با آنها همکاری کنید و مطمئن باشید که پاداش آن را دریافت خواهید کرد.

۵ راه برای ترک غیبت و سخن چینی

غیبت آسیب‌رسان و بسیار مخرب است. غیبت، چه عمدی و چه سهوی، آسیب‌های فراوانی به دنبال دارد. به جای اینکه درمورد آدمها و پشت سر آنها حرف بزنیم، باید با خود آنها حرف زده و مشوقشان باشیم. امروز ۵ راه برای ترک عادت غیبت کردن به شما پیشنهاد می‌کنیم.

وقتی اول از مغزتان و بعد زبانتان استفاده کنید، از غیبت دور خواهید شد

از آنجاکه غیبت کردن معمولاً از یک گپ کوتاه شروع می‌شود، قبل از اینکه بفهمیم داریم غیبت می‌کنیم در آن گرفتار خواهیم شد. خیلی از آدمها از اینکه بقیه بفهمند آنها پشت سر کسی غیبت می‌کنند، واهمه دارند. بیشتر اوقات واقعاً منظور نداریم که پشت کسی حرف بزنیم اما اینکار را می‌کنیم چون از فکرمان استفاده نمی‌کنیم. اولین قدم برای ترک یک عادت بد از زندگیتان آگاه شدن از آن است. همین امروز، آگاهانه و بادقت به کلمات خودتان دقت کنید. سعی کنید قبل از اینکه کلمه‌ای بد درمورد کسی به زبان آورید، فکر کنید.

می‌توانید برای خودتان سیاست تحمل صفر اجرا کنید


اگر در یک صنعت یا تجارتی هستید، در نظر داشته باشید که در جلسه بعدی کاری درمورد موضوع غیبت کردن بحث کنید. وقتی کارمندانتان را وادار کنید که در مورد آسیب‌ها و ضررهای ناشی از غیبت کردن فکر کنند، از مشکلات و مسائل آتی جلوگیری خواهید کرد.

در غیبت شرکت نکنید

«فقط بگویید نه!» شعاری بود که بانو نانسی ریگان برای کاهش مصرف موادمخدر درمیان جوانان پیشنهاد داد. درمورد غیبت هم کاربرد دارد: فقط انجامش ندهید!
غیبت کردن به حداقل دو نفر نیاز دارد. یکی حرف می‌زند و دیگری تایید می‌کند. اگر قبول نکنید که یکی از طرفین این مکالمه باشید، این مکالمه انجام نخواهد شد.

ماشین غیبت را روی دور کند بیندازید


این ایده مطمئناً کار می‌کند. به سمت منبع بروید. مستقیماً با فرد موردنظر یا هدف غیبت حرف بزنید. وقتی کسی شروع به حرف زدن درمورد کسی دیگر می‌کند، پیشنهاد بدهید که با آن فرد تماس بگیرید و حرف‌هایتان را با او درمیان بگذارید. احتمالاً ۹۰ درصد کسانیکه قصد غیبت کردن از این پیشنهاد خواهند ترسید.
کسانیکه درمورد دیگران حرف می‌زنند دوست دارند ناشناس بمانند. اینها کسانی هستند که یادداشت‌ها و نامه‌های ناشناس درمورد شکایت از یک همکار برای رئیس می‌فرستند. آنها نظراتشان را با «به کسی نگو من این را به تو گفتم» شروع می‌کنند و شدیداً انکار می‌کنند که منبع شایعه‌پراکنی هستند. تنها چیزی که نمی‌خواهند این است که شناخته شوند. شما باید پیشنهاد دهید که اسم آنها را بخاطر حرفی که می‌زنند پیش کسان دیگر به زبان آورید و مطمئن باشید که سریع دست می‌کشند.

غیبت را با خوبی جایگزین کنید

همانطور که غیبت‌کننده‌ها دوست دارند ناشناس بمانند، خیلی‌ها هم عاشق موج اخبار بد و وحشت‌آور هستند. خیلی از افراد پرمشغله به دلایلی با اخبار خوب به اندازه اخبار بد هیجان‌زده نمی‌شوند.

شما می‌توانید از نظرات خوب، کلمات تشویق‌آمیز یا تحسین و تمجید برای خنثی کردن غیبت استفاده کنید. مثلاً وقتی مریم شروع به صحبت درمورد سارا می‌کند، شما بگویید، «میدونی واقعاً دوست ندارم این رو بشنوم. سارا واقعاً دختر خوبی است و دوست خیلی خوب من است.» یا غیبت را به طور کل نادیده بگیرید و بگویید، «میدونی چیه؟ من سارا رو دیدم، اون خیلی دختر خوب و مهربانیه!» از کلمات خوب بعنوان سپری درمقابل بدی استفاده کنید.

این نیازمند این است که به دنبال چیزهای خوب برای حرف زدن باشید. می‌دانید که نقاط خوب و مثبت در همه آدمها وجود دارد. حتی هیتلر هم عاشق حیوانات و هنر بود! اینکار عوارض جانبی مثبت و خوبی هم به دنبال دارد. وقتی روزتان را با خوب به جای بد شروع می‌کنید، زندگیتان را روشن‌تر می‌کنید. خوبی‌های زیادی در دنیا وجود دارد، فقط باید به دنبال آن باشید و درمورد آن حرف بزنید.

قانون طلایی را اعمال کنید

بعضی از خوانندگان ما افراد مذهبی نیستند. و خیلی از کسانیکه این مطلب را برایشان بفرستید هم ممکن است مذهبی نباشید. درواقع این مقاله اصلاً مقاله مذهبی نیست که غیبت را از دید مذهب بررسی کنید. اما قوانین اسلام و ادیان دیگر هم در این زمینه قابل اجرا است.

از دیدگاه دین، غیبت کردن گناهی مخرب است. درست مثل تاریکی که روشنی آن را از بین می‌برد، غیبت هم با مهربانی و ملاحظه از بین می‌رود.

سعی کنید محبت و مهربانی را در خانه و محل‌کارتان پراکنده کنید. اگر دوست داشتید این مقاله را برای کسانیکه که می‌دانید در دام غیبت گرفتار هستند، بفرستید تا به آنها برای از بین بردن این عادت ناپسند کمک کنید.

شما هم در دام غیبت افتاده‌اید؟ آیا موفق به ترک آن شدید؟ چطور؟ ما را با نظرات و پیشنهادات خود خوشحال کنید.

کنار آمدن با شکست عشقی

کنار آمدن با شکست عشقی

در این هنگام ممکن است احساس گناه کنید، تقصیر خود را بسیار بزرگتر از آنچه واقعا بوده ببینید، پر از خشم و نفرت شوید یا احساس بی ارزشی کنید.

BrokenHeart99 1 شکست عشقی خورده اید؟

وقتی شما در نامزدی تان شکست می خورید، یعنی سرمایه گذاری عاطفی روی فرد دیگر و انتظار آینده ای روشن در کنار او از بین رفته و بنابراین احساس فقدان حاصل از این قطع رابطه ها، شما را تا مرز افسردگی می برد. در این هنگام ممکن است احساس گناه کنید، تقصیر خود را بسیار بزرگتر از آنچه واقعا بوده ببینید، پر از خشم و نفرت شوید یا احساس بی ارزشی کنید.

کنار آمدن با این احساسات منفی کار ساده ای نیست و پشت سر گذاشتن آن تنها با تلاش مستمر به دست می آید. اینکه چگونه می توانید با چنین فقدان هایی کنار بیایید یا چگونه موضوع یا فرد مورد علاقه تان را فراموش کنید، به دیدگاه و نگرش خود شما بستگی دارد. در هر حال، اگر ناچار به کنار گذاشتن رابطه شده اید، پس چاره ای جز فراموش کردن ندارید، در غیر این صورت فقط خود را عذاب خواهید داد شاید بهترین باور شما در این مورد بعد از خداوند، گذر زمان باشد.
free شکست عشقی خورده اید؟
۱) قبول کنید که موضوع را تمام شده بدانید. هر زمان به یاد نامزد سابق یا خاطراتی که با او داشته اید می افتید، در یک لحظه فکر خود را منحرف کنید و به خود فرمان «فکر بس» بدهید.
free شکست عشقی خورده اید؟
۲) از اعضای خانواده تان کمک بگیرید و از آنها بخواهید بدگویی کردن از طرف مقابل را خاتمه دهند چون این بدگویی ها به هر حال شما را به یاد بدشانسی که داشته اید و اتفاق بدی که برایتان افتاده می اندازند.
free شکست عشقی خورده اید؟
۳) اگر احساساتتان شما را از زندگی انداخته، می توانید موضوع را با روان شناس یا مشاور مطرح کنید.
free شکست عشقی خورده اید؟
۴) گاهی با خودتان خلوت کنید و اگر مایل بودید وضعیت خود را بنویسید. نوشتن در چنین شرایطی برای عده ای بسیار کمک کننده است و در تخلیه عاطفی موثر است.
free شکست عشقی خورده اید؟
۵) می توانید یک وبلاگ بسازید و عواطف منفی خود را در آن بنویسید. از این طریق به طور ناشناس عواطف خود را بروز داده اید و در عین حال فرصت دارید تا از نظرات کسانی که در موقعیت مشابه شما قرار داشته اند استفاده کنید. این وضعیت به تسکین شما کمک زیادی خواهد کرد.
free شکست عشقی خورده اید؟
۶) خود را شکست خورده تصور نکنید این تجربه پلی برای موفقیت های بعدی شما است که می تواند برای ساختن زندگی بعدی به شما کمک کند. آن هایی که در زندگی چیزی را از دست داده اند، ارزش زندگی را بهتر و بیشتر از دیگران می دانند.
free شکست عشقی خورده اید؟
۷) در شرایط شما، افسردگی خیلی رایج است. سعی کنید تنها نمانید و تا حد ممکن در جمع ظاهر شوید، فعالیت های مورد علاقه تان را انجام دهید و به خودتان کمک کنید که به زندگی برگردید.
free شکست عشقی خورده اید؟
۸) از گوش دادن به موسیقی های غمگین، شنیدن اشعار عاشقانه، خواندن داستان شکست خوردگان عاشق برای مدتی هم که شده دست بردارید. با نمک پاشیدن به زخم خود، مدام خودتان را ضعیف تر می کنید و قدرت بلند شدن را از خود می گیرید.
free شکست عشقی خورده اید؟
۹) ورزش را فراموش نکنید. در جمع دوستان بودن و روابط سالم دوستانه داشتن، چیزی است که شما را سرپا می کند. شنا، ورزش های جمعی و کوهنوردی بهترین گزینه هایی هستند که حتی اگر شده اجباری هم باید به آنها بپردازید.

زنها موجودات عجیبی هستند ...

زنها موجودات عجیبی هستند ...

موجوداتی که می تونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درش بیاری ... باید برای اینجور وقتها آماده باشی. بلد باشی. باید یاد بگیری

پســـرم!
پسر ِخوبم
میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری!
... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق .... ! که تو حاصل عشقی
پســ ـرم ...
مامانت برای تو حرف هایی داره
حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره ...
عزیز دلم!
یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه می گیره.
بدقلقی می کنه و حتی اسمتو صدا می کنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: "بله!"
و اون میزنه زیر گریه ....
زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم ...
موجوداتی که می تونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درش بیاری ... باید برای اینجور وقتها آماده باشی. بلد باشی. باید یاد بگیری
که نازش را بکشی ...
عزیزم. پسر مغرور و دوست داشتنی من!!! ناز کشیدن شاید کار مسخره ای
به نظر برسه اما باید یاد بگیری ....
زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره ...
میدونی؟
این ویژگی زنه، گاهی غصه ها مجبورش می کنن به گریه ... ! خیلی پاپی‌ دلیل گریه ش نشو ... همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بخوای راه حل نشونش بدی ....
گاهی فقط باید بشنویش. بذاری توی بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش را بگیری
و ببریش بیرون یه هدیه کوچولو براش بگیری و بگی که چقدر خوشگله!.
ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی ... یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو
آب کن نه که از غصه آبش کنی ......
اگر هم که پای فاصله درمیونه کافی هست نازش کنی .. بهش زنگ بزنی باهاش
حرف بزنی ... اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو . باز هم صداش
کن!!! عاشقانه صداش کن، حتی اگه واقعا خسته ای!!!!
بهت قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا ...
فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه.
برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها می کنه و ...
زن ها هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی رو فراموش نمیکنن
و همه انرژی که براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن ...
پسرم!!!! این روزها که می نویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ،
دخترکی که روزی زن می شود. مادر می شود.
مادر تو

ساختن یک رابطه سالم، از آغاز تا پایان    مراحل اولیه


بااینکه ماه‌های اول رابطه بسیار هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، روابط موفق بادوام نیاز به تلاش بسیار و سازش هر دو طرف دارد. ساختن روابط سالم نیاز به یک بنیاد محکم دارد تا در طولانی مدت دچار مشکل نشود. وقتی می‌خواهید رابطه‌ای را به تازگی شروع کنید:

• بسازید. پایه‌ای از احترام و قدرشناسی بسازید. بر همه چیزهای ملاحظه‌کارانه‌ای که طرفتان می‌گوید و انجام می‌دهد، تمرکز کنید. زوج‌های شاد به جای گیر دادن به اشتباهات همدیگر، حتی کوچکترین فرصت‌ها برای تشکر کردن از طرفشان را هم از دست نمی‌دهند.

• کشف کنید. علایق همدیگر را کشف کنید تا لیستی از کارهایی که در کنار هم می‌توانید از آن لذت ببرید را داشته باشید. کارهای جدیدی را با هم امتحان کنید تا علایق مشترکتان گسترش یابد.

• ایجاد کنید. اگر مرتکب اشتباهی شدید یا احساسات طرفتان را خدشه‌دار کردید، الگویی از عذرخواهی ایجاد کنید. گفتن «معذرت می‌خواهم» شاید در آن لحظه سخت باشد اما زخم‌های رابطه را درمان خواهد کرد. طرفتان اگر بداند که شما مسئولیت حرف‌ها و اعمالتان را می‌پذیرید، بیشتر به شما اعتماد خواهد کرد.

با پیش رفتن ماه‌ها: چیزهای مهمی که باید با جلو رفتن رابطه تشحیص دهید


تغییر رابطه. تغییرات زندگی بیرون از رابطه شما بر آنچه از یک رابطه می‌خواهید و انتظار دارید تاثیر می‌گذارد. ازآنجاکه تغییر غیرقابل‌اجتناب است، استقبال از آن بعنوان فرصتی برای تقویت رابطه بسیار بهتر از این است که جلوی اتفاق افتادن آن را بگیرید.

بررسی دوره‌ای. هرازگاهی وقت بگذارید و درمورد تغییر انتظارات و اهدافتان با هم حرف بزنید. اگر زوجی به مدتی طولانی حرف زدن درمورد موضوعات دشوار را کنار بگذارد، بدون اینکه متوجه شوند رابطه‌شان دستخوش مشکلات اساسی خواهد شد.

وقتی مشکلی پیش می‌آید، چه باید کرد

اختلافات در رابطه نه تنها کاملاً طبیعی هستند بلکه اگر به درستی و بطور سازنده حل شوند، باعث تحکیم رابطه خواهند شد. مطمئناً زمان‌هایی از ناراحتی، فشار یا عصبانیت بین زوج‌ها خواهد بود. منبع این مشکلات در تقاضاهای غیرواقعبینانه و غیرمنطقی، انتظارات شناخته‌نشده یا رفتارها\مسائل حل‌نشده نهفته است. حل اختلافات نیاز به صداقت، میل به در نظر گرفتن دیدگاه طرف‌مقابل و گفتگوی بسیار دارد باوجود اینکه ممکن است به طور کامل قادر به درک آن نباشید.

گفتگوی سالم مسئله ای بسیار مهم است مخصوصاً وقتی گرفتن تصمیمات مهمی درمورد رابطه جنسی، کار، ازدواج و خانواده مطرح است. در زیر راهنمایی‌هایی برای داشتن گفتگو و ارتباط موفق و حل اختلافات آورده‌ایم.

• الگوهای خانوادگی همدیگر را بشناسید.
ببینید اختلافات در خانواده طرف‌مقابلتان چطور حل می‌شود و درمورد رویکرد به اختلافات در خانواده خودتان با او حرف بزنید. اصلاً غیرطبیعی نیست که زوج‌ها بفهمند که خانواده‌هایشان راه و روش‌های مختلفی برای ابراز عصبانیت و حل اختلافات داشته‌اند. اگر خانواده‌تان رویکرد خوبی در برقراری ارتباط و حرف زدن یا حل سازنده اختلافات نداشته است، به خودتان اجازه دهید راه‌های تازه‌ای برای حل مشکلات امتحان کنید.

• زمانبندی اهمیت دارد. برخلاف تصورات قبلی، بهترین زمان برای حل یک مشکل فوراً نیست. اصلاً غیرعادی نیست که دو طرف نیاز به کمی زمان برای آرام‌تر شدن داشته باشند. این وقفه به شما کمک می‌کند از گفتن بعضی حرف‌ها یا کارهای ناراحت‌کننده در همان لحظه جلوگیری کنید و به زوج‌ها کمک می‌کند بفهمند چه تغییراتی برای آنها مهم‌تر است. یادتان باشد، اگر از دست طرفتان عصبانی هستید اما هنوز نمی‌دانید که چه می‌خواهید، مطمئناً طرفتان هم نمی‌تواند آن را بفهمد!

• محیطی از حمایت احساسی ایجاد کنید.
حمایت احساسی یعنی قبول کردن تفاوت‌های طرفتان و اصرار نورزیدن بر اینکه که نیازهایتان را فقط به طریقی مشخص که شما می‌خواهید برآورده کند. بفهمید طرفتان برای ابراز احساسش به شما چه روشی دارد و معیار و مقیاس مشخص برای رفتار طرفتان قرار ندهید.


• مخالفت کردن را قبول کرده و پیش روید. اکثر زوج‌ها با مسائلی روبه‌رو می‌شوند که هیچوقت بر سر آن توافق کامل نمی‌کنند. به جای دعواهای مکرر، مخالفت کردن با همدیگر را بپذیرید، با هم بحث کنید یا راهی برای حل مشکل پیدا کنید.

• بین چیزهایی که از طرفتان می‌خواهید و چیزهایی که نیاز دارید تمایز قائل شوید. بعنوان مثال، بخاطر امنیت ممکن است نیاز داشته باشید که طرفتان در زمان‌های تاریکی هوا دنبالتان بیاید. اما اینکه چند بار در روز به شما زنگ بزند ممکن است فقط یک خواسته باشد.

• پیام‌هایتان را مشخص کنید. یک پیام مشخص یعنی یک بیان محترمانهاما مستقیم از نیازها و خواسته‌هایتان. قبل از اینکه با طرفتان حرف بزنید، وقت بگذارید و خواسته‌هایتان را برای خودتان مشخص کنید. تمرین کنید که خواسته‌تان را با کلماتی مشخص و قابل‌لمس مطرح کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید دوست داشتم مهربان‌تر بودی بگویید، دوست دام بیشتر دست‌هایم را در دستت بگیری.

• در هر زمان فقط درمورد یک چیز بحث کنید. لیست کردن نگرانی‌ها و مشکلاتتان وسوسه‌انگیز است اما این کار فقط بحثتان را طولانی‌تر می‌کند. سعی کنید نگرانی‌ها و دغدغه‌هایتان یکی یکی حل و فصل کنید.

• واقعاً گوش دهید. شنونده‌ای خوب بودن نیازمند اینهاست: ۱) حرف کسی را قطع نکنید. ۲) بر حرفی که مخاطبتان میزند تمرکز کنید، به جای اینکه جوابتان را آماده کنید. ۳) چیزی که شنیده‌اید را با او چک کنید تا از بروز سوءتفاهم جلوگیری شود.

• خود را مهار کنید. تحقیقات نشان داده است که زوج‌هایی که خود را اصلاح و ویرایش می‌کنند و همه حرف‌های زمان عصبانیتشان را به زبان نمی‌آورند، معمولاً شادترین هستند.

انتظارات سالم و مشکل‌ساز در روابط


هرکدام از ما وقتی وارد رابطه عاشقانه‌ای می‌شویم، انتظاراتمان براساس زندگی خانوادگیمان، آنچه در رسانه‌ها دیده‌ایم و آنچه در روابط قبلی خود تجربه کرده‌ایم، شکل می‌گیرد. داشتن انتظارات غیرواقعبینانه باعث می‌شود رابطه رضایت‌بخش نبوده و در آخر شکست بخورد. نکاتی که در زیر آورده‌ایم کمکتان می‌کند بین انتظارات سالم و مشکل‌ساز تمایز قائل شوید.

• به تغییرها احترام بگذارید. چیزی که شما در ماه‌های اول از یک رابطه می‌خواهید با چیزی که بعد از گذشت زمانی طولانی‌تر می‌خواهید، ممکن است تفاوت کند. باید پیشبینی کنید که هم شما و هم طرفتان به مرور زمان تغییر می‌کنید. احساس عشق و علاقه هم به مرور زمان تغییر می‌کند. احترام و ارزش گذاشتن بر این تغییرات، فرایندی سالم است. عشق شیمی مغز را برای ماه‌های اول آشنایی تغییر می‌دهد. هم به دلایل فیزیولوژیکی و هم احساسی، یک رابطه طولانی نوع پیچیده‌تر و غنی‌تری از عشق و علاقه در خود دارد.

• تفاوت‌ها را بپذیرید. اینکه بپذیرید بعضی چیزها درمورد طرفتان هست که هر چقدر هم که تلاش کنید حتی به مرور زمان هم تغییر نخواهد کرد، بسیار سالم اما دشوار است. متاسفانه، همیشه این انتظار وجود دارد که طرفمان طوری که ما می‌خواهیم تغییر خواهد کرد. ممکن هم هست که این انتظار غیرواقعبینانه را داشته باشیم که طرفمان هیچوقت تغییر نخواهد کرد.

• نیازها و خواسته‌هایتان را مطرح کنید. هرچند تصور اینکه طرفتان همه خواسته‌ها و نیازهای شما را می‌داند خیلی ساده است اما معمولاً اینطور نیست و می‌تواند منجر به استرس و فشار زیاد در رابطه شود. یک رویکرد بهتر و سالم‌تر این است که نیازها و خواسته‌هایمان را به طور مستقیم به طرفمان مطرح کنیم.

• به حقوق طرف‌مقابل احترام بگذارید. در روابط سالم، هر طرف حق دارد که احساسات، دوستان، فعالیت‌ها و نظرات خود را داشته باشد. غیرمنطقی است که انتظار داشته باشید او هم اولویت‌ها، اهداف و علایق شما را داشته باشد.

• برای جنگ عادلانه آماده باشید. زوج‌هایی که به کشمکش بعنوان تهدیدی برای رابطه‌شان نگاه می‌کنند که به هر ترتیبی باید از آن اجتناب کنند. زوج‌های سالم با هم می‌جنگند اما جنگ عادلانه--مسئولیت سهم خودتان را در مشکل بپذیرید، وقتی اشتباه می‌کنید قبول کنید و به دنبال مصالحه باشید.

• رابطه‌تان را تعمیر کنید. اکثر ما می‌دانیم که برای اینکه یک وسیله نقلیه را در جهتی دلخواه به حرکت واداریم نه تنها به سوخت مداوم نیاز دارد بلکه تعمیرات و اصلاحات منظم هم لازم دارد. درمورد روابط هم همینطور است. بااینکه ممکن است برای شروع رابطه خیلی تلاش کنیم، انتظار اینکه بدون تلاش یا تعمیر و اصلاح مداوم به مسیر خود ادامه دهد باعث می‌شود رابطه به تصادف ختم شود! بااینکه هدیه دادن خیلی مهم است اما معمولاً کارهای کوچک و غیرمادی که دو طرف برای هم می‌کنند است که رابطه را راضی‌کننده نگه می‌دارد.

فشارهای بیرونی بر رابطه

• تفاوت‌ در ریشه‌ها.
حتی آنهایی که از یک فرهنگ، مذهب یا وضعیت اقتصادی مشابه هستند خیلی خوب است که درمورد انتظارات خود از یک همسر خوب با هم صحبت کنند. آنچه که برای شما مشخص و نرمال به نظر می‌رسد ممکن است باعث تعحب طرفتان شود یا برعکس. اگر از ریشه‌های مختلف هستید، بدانید که لازم است زمان و انرژی بیشتری را برای ساختن رابطه‌تان صرف کنید. برای فهمیدن فرهنگ یا مذهب طرفتان وقت بگذارید.

• زمان باهم و بی‌هم بودن. اینکه چه مدت زمانی را با هم و یا دور از هم سپری کنید یکی از مهمترین دغدغه‌های روابط است. اگر زمانی که طرفتان دور از شما می‌گذراند را به شکل «آنقدر که او برایتان مهم است او به شما اهمیت نمی‌دهد» نگاه کنید، ممکن است قضاوت زودهنگام کنید. با طرفتان درمورد اینکه زمان دور از شما برای او چه مفهومی دارد حرف بزنید و درمورد نیازهایتان از رابطه در زمان‌های با هم بودن برای او حرف بزنید. خواستن آنچه می‌خواهید، بدون در نظر گرفتن نیازهای طرفتان، معمولاً باعث دور کردن او می‌شود.

• خانواده طرف‌مقابل. برای خیلی از دانشجوها طی دوران دانشجویی، خانواده منبع احساسی، و نه فقط مالی، مهمی تلقی می‌شود. کنار آمدن با خانواده طرف‌مقابل برای بعضی‌ها کار سختی است. بد نیست که کمی به نیت خوب والدین فکر کنید. والدین ممکن است توصیه‌ها و نصیحت‌های خوبی با نیت خالص درمورد رابطه شما داشته باشند. خیلی مهم است که هر دوی شما باهم درمورد اینکه چطور با ارزش‌ها و حمایت‌های متفاوت خانواده‌هایتان کنار بیایید با هم حرف بزنید.

• دوستان. خیلی‌ها هستند که تصور می‌کنند باید همه دوستانشان را دور بیندازند مگر اینکه طرفشان هم به اندازه خودشان آنها را دوست داشته باشد. کنار گذاشتن دوستان برای شما و رابطه‌تان سالم نیست مگر در مواردی که با دوستانتان در فعالیت‌هایی شرکت می‌کنید که برای خودتان و رابطه‌تان مخرب باشد. ضمن اینکه باید به خاطر داشته باشید که ممکن است طرفتان به اندازه شما از حضور دوستانتان لذت نبرد. باید درمورد اینکه با کدامیک از دوستانتان به اتفاق وقت بگذرانید با هم حرف بزنید.

۸ قدم اصلی برای حفظ یک رابطه خوب


۱) از چیزهایی که شما و طرفتان برای خودتان و برای رابطه‌تان می‌خواهید آگاه باشید.
۲) نیازهایتان را به همدیگر بگویید.
۳) بفهمید که طرفتان قادر به برآوردن همه نیازهای شما نیست. بعضی از این نیازها باید در خارج از رابطه برآورده شوند.
۴) برای حرف زدن و بحث کردن درمورد چیزهایی که از هم می‌خواهید علاقه نشان دهید.
۵) نخواهید که طرفتان برای برآوردن همه نیازهای شما تغییر کند. برای قبول کردن تفاوت‌های بین زوج ایدآل هرکدامتان و فرد واقعی که با او ارتباط دارید تلاش کنید.
۶) سعی کنی به مسائل از دید همدیگر نگاه کنید. این به آن معنی نیست که همیشه باید با هم موافق باشید، بلکه هر دوی شما باید تفاوت‌ها، دیدگاه‌ها و نیازهای متفاوت هم را درک کنید.
۷) وقتی در انتظارات، نیازها یا نظراتتان، اختلاف مهم و اساسی وجود دارد، سعی کنید با صداقت و جدیت برای آن تلاش کنید. بهتر است زودتر از متخصص کمک بگیرید تا اینکه آنقدر صبر کنید که وضعیت بحرانی شود.
۸) سعی کنید با طرفتان به طریقی برخورد کنید که نشان دهد دوستش دارید و به او اعتماد دارید.

منبع: سایت مردمان

http://www.mardoman.net/family/healthyrelationshiptips/

جملاتی که آقایان دوست دارند آنها را بشنوند

اگر تازه نامزد کرده اید یا اگر مدتی است که ازدواج کرده اید، بدانید که مواردی وجود دارد که هیچگاه تغییر نمی کند مثل احساس نیاز به تقدیر و تشکر یا احساس نیاز به داشتن رابطه خصوصی؛ و این فقط مختص آقایان نیست بلکه شما خانم ها را نیز شامل می شود. در زیر 6 مورد وجود دارد که با گفتن آنها به نامزد یا شوهرتان در هر مرحله از ازدواج که هستید، او را سرشار از عشق و علاقه می کنید.

1. عالی به نظر می رسی

مردها احساس ناامنی می کنند درست مثل خانمها. اگر آقایان این ضعفشان را نشان دهند یا نه، اما گاهی اوقات تعجب می کنند اگر شکمشان بزرگ شده باشد و از کمربندشان جلوتر زده باشد یا موارد دیگر. پس گاهی اوقات باید از آنها تعریف و تمجید کرد.

2. من عاشق هیکل تو هستم

ما با گفتن این جمله نمی خواهیم دروغ بگوییم. این جمله را بدون اینکه بخندید یا شرمنده شوید بگویید. مردها نسبت به بدنشان حساس هستند و همچنین آنها دوست دارند بدانند بدنشان شما را مجذوب می کند.

3. خانمی در حال نگاه کردن شماست

بله، این جمله به اعتماد به نفس او کمک می کند. اما با گفتن این جمله به او نشان می دهید که شما فقط زن هایی که به او خیره شده اند را نگاه می کنید و از اینکه به او بگویید ابایی ندارید. با گفتن این جمله به او می فهمانید که به او مطمئن هستید و از این بابت که او توسط دختر دیگری گمراه نمی شود خیالتان راحت است.

4. حق با شماست

ما همه دوست داریم که حق با ما باشد که مردها هم از این مقوله مستثنی نیستند. شما می دانید چه مواقعی؟ گاهی اوقات. وقتی که حق با اوست بهتر است به او بگویید مخصوصا اگر با هم بحث کرده اید. مطمئنا فکر می کنید که با گفتن این جمله همسرتان فکر می کند که شما ترسیده اید یا در بحث کم آورده اید اما این جمله باعث می شود که بحثتان تمام شود. با شنیدن این جمله، به همسرتان احساس خوبی دست می دهد و به او ثابت می شود که شما فردی منطقی هستید و اشتباهتان را پذیرفته اید و این به هموار کردن مخالفت های بعدی تان کمک می کند.

5. این پیچ را باز می کنی؟

مردها دوست دارند احساس مردانه کنند. این نکته ریشه در فرهنگ ما دارد. کمک کردن در کارهای ساده به آنها احساس خوبی می دهد. ما نمی گوییم که شما از آنها کارهایی را بخواهید انجام دهند که از دست خودتان برمی آید اما اگر به دستیار نیاز داشتید، همسرتان مورد خوبی هستند که آنها را هم شاد می کند.

6. تو کچل نیستی !

حدود یک چهارم مردها در سن 25 سالگی ریزش مو پیدا می کنند و تا سن 60 سالگی دو سوم موهایشان را از دست می دهند. از دست دادن موهایشان برای آنها ترسی را به دنبال می آورد. بنابراین حتی اگر همسرتان مقداری تاسی پیدا کرده است، به او بگویید که کچل نیستی.